|
تو به من خنديدى و نمي دانستى من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پى من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتى و هنوز سالها هست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكراركنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا خانه كوچك ما سيب نداشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 16:52  توسط مجید
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 14:18  توسط مجید
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 14:5  توسط مجید
|
چرا همین امروز امتحان نمی کنید؟
10 نمونه از بهترین عبارات عاشقانه 1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین 2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز 3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس 4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری 5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون 6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن 7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس 8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر 9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز 10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 17:26  توسط مجید
|
چه روزهای درازی که در میان این دیوارها درد
کشیدم وچه شب های درازی که تنها به سر
بردم کیست که بی اندوه ازتنهایی و
دردخودجدا شودبسیارندپاره های روح که
دراین کوچه هاپراکنده ام وبسیارندکودکان
خواهش من که برهنه دراین تپه هامیگردندومن
نمیتوانم سبکبار وبی درد ایشان را به جا بگذارم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 16:42  توسط مجید
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:56  توسط مجید
|
جاده سبز زندگی را با غبار غم آلوده مکن
تقدیم به همه عاشقای دنیا
یک جامعه شناس اروپایی می گوید: ” عیب مساوات در این است که همه می خواهند با بالاتراز خودمساوی شوند” و حال اینکه به قول دکارت: هیچ چیز در دنیا , بین مردم , بهتر از عقل تقسیم نشده است , چون هیچکس نمی گوید کم دارم !
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 17:25  توسط مجید
|
عشق يعني دل سپردن در الست از مي وصل الهي مستِ مست عشق يعني ذكر ناموس خدا يا علي گفتن به زير دست و پا عشق يعني جلوه صبر خدا شرم ايوب نبي از مرتضي عشق بر دلداده فرمان ميدهد عاشق جان داده را جان ميدهد عشق باعث شد كه دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت عشق يعني انقلاب فاطمه از كبودي چشم تار فاطمه عشق يعني عشق ناب فاطمه بيت الاحزان خراب فاطمه
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:47  توسط مجید
|
را ه های به دست آوردنآرامش
![]() 1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید. 2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره ی آرامش است، با زور نمی توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید. 3- افراد آرام به خود می گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می برند. 4- وقتی احساس می كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید. 5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می شود. 6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه ای كه هستند، زندگی می كنند و لذت می برند. 7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می كنید. 8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام تر خواهید شد، خوب است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید. 9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد. 10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام تر كنید، طولی نمی كشد كه آرام خواهید شد. گاهی می توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید. 11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند صحبت كند؟ 12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.
![]() 13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و كفش راحت. • هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید. • در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبی كمك میكند. • فشردن یك توپ كوچك، تنشهای عصبی را كه در انگشتان و دستهای شما متمركز شدهاند، خالی می كند. • لباسهای گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می شود. 14- لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقتها آنها را به یاد آورید و درباره شان فكر كنید و لذت ببرید. 15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نكنید. تماشای ماهی ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می كند، زیرا ماهیها آرام شنا می كنند و آرام تنفس می كنند. 16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش خواهد شد. 17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید. 18- تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم می كند و به شما اجازه میدهد، ذهن و فكرتان را از بسیاری مسائل پاك كنید. 19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با افتخارترین روشهای رسیدن به آرامش خاطر رسیده اید، آنگاه می توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتادهاید، اكنون زمان آشتی است. داشتن یك تكیه گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می شود. 20- احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید. 21- یكی از مهمترین مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است. 22- شاد كردن دیگران، موجب آرامش می شود. نمی دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست! 23- اگر می دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن = ا سترس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی انداختید.
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:53  توسط مجید
|
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 15:10  توسط مجید
|
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:9  توسط مجید
|
ای سرزمین من
ای ایران من
ای مهد کهن
اینجا ایران من وتوست
عشق یعنی وطن
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:58  توسط مجید
|
گفتار در ربا
حرمت ربا به كتاب خدا و سنت يعنى كلمات معصومين عليهم السلام و اجماع مسلمين ثابت شده ، بلكه بعيد نيست كه از ضروريات دين باشد، و رباخوارى از گناهان كبيره است كه در كتاب عزيز و اخبار بسيارى در امر آن تشديد شده تا جائى كه از امام صادق عليه السلام خبر صحيح وارد شده كه فرمود: ((گناه يك درهم ربا نزد خداى تعالى شديدتر است از هفتاد زنا كه همه آنها با محرم انجام شود)) و از رسول خدا (ص ) روايت شده است كه در وصيتش به على عليه السلام فرمود: ((يا على گناه ربا هفتاد مرتبه دارد كه كمترين آن مثل اين است كه كسى با مادر خود داخل بيت الله حرام جماع كند)) و از همان جناب صلى الله عليه وآله و سلم كه فرمود: ((كسى كه ربا بخورد خداى تعالى به مقدارى كه خورده درون شكم او را آتش جهنم پر مى كند و اگر از راه ربا مالى به دست آورد خداى تعالى هيچ عملى را از او قبول نمى كند و تا زمانى كه يك قيراط از آن ربا نزدش مانده باشد لايزال در لعنت خدا و ملائكه است )) و نيز از آن جناب صلى الله عليه وآله است كه فرموده : ((خداى تعالى خورنده ربا و خوراننده ربا و نويسنده سند و شاهدش را لعنت كرده است )).و رواياتى ديگر.و ربا دو قسم است يكى رباى معاملى و ديگر رباى قرضى - رباى معاملى عبارت است از اينكه جنسى را كه مثلى است بفروشى در مقابل همان جنس با وزن بيشتر و يا به همان وزن به ضميمه چيز ديگر مثلا يك تن گندم را بفروشى به دو تن و يا به يك من و يك درهم ، ويا به همان وزن با زيادى حكمى مثل اينكه يك من گندم را به نقد بفروشى به يك من گندم نسيه ، و اقوى آن است كه رباى معاملى مختص به بيع نيست بلكه در ساير معاملات چون صلح و امثال آن نيز جريان دارد، و حرمت اين قسم ربا دو شرط دارد، شرط اول اينكه جنس معامله به حسب عرف واحد باشد بنابراين هرچيزى كه به نظر عرف گندم يا برنج يا خرما و يا انگور بر آن صادق باشد و عرف آن را يك جنس بداند جائز نيست مقدارى از آن را در مقابل بيش از آن مقدار بفروشد هرچند كه ازنظر صفات و خواص مختلف باشند، مثلا گندم فروشنده معمولى يا سرخ رنگ و گندم خريدار ممتاز و سفيد رنگ باشد، برنج فروشنده عنبر ممتاز و برنج خريدار چمپا پست باشد، خرماى يك زاهدى و پست و از ديگرى خستاوى و ممتاز، و همچنين هر كالاى ديگرى از فروشنده ممتاز و از خريدار پست باشد چون به حسب نظر عرف جنس واحد است ، به خلاف آن جا كه دو جنس باشد مثلا از فروشنده گندم و خريدار عدس باشد كه خريد و فروش آن با تفاضل اشكال ندارد.شرط دوم اينكه جنس مورد معامله مكيل يا موزون باشد بنابراين در جنسى كه با عدد سنجيده مى شود و يا با مشاهده خريد و فروش مى شود ربا نيست . مساءله 1 - در باب ربا گندم و جو جنس واحدند، در نتيجه معاوضه آن دو به يكديگر با تفاضل جائز نيست هرچند كه از نظر عرف و همچنين از نظر شرع در باب زكات و امثال آن دو جنسند در نتيجه جو نمى تواند كمبود نصاب گندم را جبران نمايد، و در اينكه آيا عدس از جنس گندم و سلت از جنس جو است يا نه محل اشكال است ، و احتياط آن است يكى در مقابل ديگرى فروخته نشود و در معاوضه با گندم و جو نيز قرار نگيرند فقط مثل به مثل انجام يابد. مساءله 2 - در باب ربا هرچيزى با اصل خودش جنس واحد به حساب مى آيد هرچند دو اسم داشته باشند مانند ارده كه اصلش كنجد است و پنير و دوغ و آغذ و ساير مشتقات با شير كه اصل آنهاست ، و خرماو انگور كه اصل سركه و شيره از آن دو است ، و همچنين است دو فرع از يك اصل مانند فروختن پنير به كشك و كره و غير آن . مساءله 3 - گوشت حيوانات و شير و روغن آنها با اختلاف حيوان مختلف مى شود بنابراين جائز است كه مثلا يك من گوشت گوسفند را در مقابل يك من و نيم گوشت گاو فروخت ، و همچنين شير آن را به شير اين و روغن آن را به روغن اين . مساءله 4 - تبعيت فرع با اصل تنها در جائى است كه هر دو مكيل و يا موزون باشند و اما اگر از اصل كه خود مكيل يا موزون است فرعى گرفته شود كه ديگر مكيل و موزون نيست معاوضه آن با اصلش با تفاضل اشكال ندارد، و همچنين معاوضه آن فرع با جنس آن ، بنابراين معاوضه يك من پنبه با نيم من پارچه و نيز معاوضه يك متر پارچه با يك متر و نيم پارچه ديگر اشكال ندارد، و چه بسا كه جنسى در حالى مكيل و موزون باشدو در حال ديگر نباشد مانند ميوه در حالى كه بر درخت است و در حالى كه چيده شده ، و يا حيوان در حالى كه ذبح شده و در حالى كه پس از كندن پوستش گوشت درآمده ، بنابراين بدون اشكال جائز است يك گوسفند به دو گوسفند معاوضه شود (لكن يك من گوشت به دو من گوشت جائز نيست )، اما فروختن گوشت حيوان در مقابل زنده همان حيوان مثلا فروختن گوشت گوسفند به ازاء گوسفند زنده ظاهرا جائز نيست ، لكن حرمت آن از باب ربا نيست (بلكه دليل جداگانه دارد) كه بعيد نيست شامل بيع گوشت حيوانى به حيوان زنده ديگرى از غير آن جنس نيز بشود مانند فروختن گوشت گوسفند در مقابل گاو زنده . مساءله 5 - اگر چيزى چون خرما و انگور دو حالت داشته باشد حالت ترى و حالت خشكى كه در حالت ترى آن را رطب مى گويند و در حالت خشكى خرما و كشمش و همچنين نان و گوشت كه چون خشك شود آن را قرمه مى گويند در جواز فروختن خشك آن در مقابل خشكش بدون تفاضل اشكالى نيست ، همچنانكه در حرمت آن با تفاضلش اشكالى نيست ، و اما در جواز فروختن خشك آن مثلا فروختن خرما در مقابل رطب اشكال نيست و احتياط آن است كه ترك شود چه با تفاضل و چه مثل به مثل و بدون تفاضل . مساءله 6 - تفاوت داشتن عوضين به خوبى و بدى جنس باعث نمى شود كه معاوضه آن دو با تفاضل و زيادتى كه يك طرف جائز شود بنابراين فروختن يك مثقال طلاى خوب به دو مثقال طلاى پست جائز نيست هرچند كه در قيمت برابر باشند. مساءله 7 - براى فرار از ربا در كتابها وجوهى ذكر كرده اند و من در اين باب تجديد نظر كردم و چنين دريافتم كه با هيچ يك از آن وجوه نمى توان از ربا فرار كرد و با توسل به هيچ يك از آنها ربا جائز نمى شود، آن چه جائز است عبارت است از تخلص و فرار از مماثلت و از بين بردن آن است تا معاوضه با تفاضل صحيح باشد پس كسى كه مى خواهد يك من گندم ممتاز را كه قيمت آن برابر با دو من جو و يا دو من گندم پست است با آن معاوضه كند و متوسل به ضم ضميمه اى مى شود در حقيقت از مماثلت فرار كرده و از حرام به حلال گريخته نه اينكه از ربا فرار كرده باشد كه فرار از ربا به هيچ يك از آن وجوه جائز نيست . مساءله 8 - اگر كالائى در شهرى جزافى معامله مى شود و در شهرى ديگر با وزن هر شهرى حكم متعارف خود را دارد. مساءله 9 - بين پدر و فرزندش و بين شوهر و همسرش و بين مسلمان و كافر حربى ربا نيست به اين معنى كه مسلمان مى تواند از كافر حربى اضافه بگيرد ولكن بين مسلمان و كافر ذمى ربا هست اين بود مسائلى چند از رباى معاملى و اما رباى قرضى كه ان شاء الله بعدا متعرض مى شويم .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:26  توسط مجید
|
احادیث گرانبها از معصومین علیهم السلام (حدیث 1) امام رضا علیه السلام فرمودند: تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا (بحارالانوار،ج78،ص 347) (حدیث 2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 ) (حدیث 3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ان السعید، كل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته (مجمع الزوائد علامه هیثمى ، ج 9 ، ص 132) (حدیث 4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه (شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 16 ، ص 211) (حدیث 5) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس (حدیث 6) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم (دلال الامامه و کنزالعمال ، ج 7، ص225) (حدیث 7) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295) (حدیث 8) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة (حدیث 9) امام رضا علیه السلام فرمودند: لا یسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَكُونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا. (بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 ) (حدیث 10) امام رضا علیه السلام فرمودند: مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبَحَ وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِر (بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9) (حدیث 11) امام رضا علیه السلام فرمودند: مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل (حدیث 12) امام حسین علیه السلام فرمودند: لاتـَرفع حــاجَتَك إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب (حدیث 13) امام رضا علیه السلام فرمودند: مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة (حدیث 14) امام حسین علیه السلام فرمودند: أیما اثْنَین جَرى بینهما كلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر كانَ سابقة الىَ الجنّة (حدیث 15) امام حسین علیه السلام فرمودند: لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق (حدیث 16) امام حسین علیه السلام فرمودند: إنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن كُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ (فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476) (حدیث 17) امام حسین علیه السلام فرمودند: لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (حدیث 18) امام حسین علیه السلام فرمودند: أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء (حدیث 19) امام حسین علیه السلام فرمودند: اَلْبُكاءُ مِنْ خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ (حیات امام حسین ج 1 /ص 183)
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:57  توسط مجید
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:31  توسط مجید
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:19  توسط مجید
|
عنوان اصلی: واتیکان موضوع: واتیکان کتاب: دایره المعارف بزرگ زرین واتیکان نام کشور مستقل بسیار کوچکی است که در ساحل راست رودخانۀ تیبر در داخل شهر رم قرار دارد. این کشور یک کیلومتر مربع مساحت و حدود 800 نفر جمعیت دارد. در حقیقت واتیکان مرکز سازمان جهانی کاتولیکهای جهان است. واتیکان پرچم، سیستم پست، تلفن و ایستگاه رادیویی با امکان پخش برنامه های بین المللی مخصوص خود دارد. نظام بانکی و پولی واتیکان طبق توافق با دولت ایتالیا، مستقل است و پول آن در ایتالیا نیز رایج است. واتیکان روزنامه ای خاص خود دارد که روزانه چاپ می شود. واتیکان دارای نظام قضایی و امور خارجۀ مستقل است. واتیکان در سال 1929 میلادی به صورت یک کشور مستقل درآمد. در این سال پاپ پیوس یازدهم پیمانی به نام پیمان لاتران با دولت ایتالیا امضاء کرد. این پیمان پایان دهندۀ نزاعهایی بود که از سال 1870 میان پاپها و دولت ایتالیا بر سر یک ایالت پاپ نشین در مرکز ایتالیا جریان داشت. عنوان اصلی: پاپ کتاب: لغت نامة دهخدا پاپ رهبر مذهبی و حکومتی واتیکان بوده، هم چنین رهبریت کلیسای کاتولیک رم را بر عهده دارد و از سوی کاتولیک های جهان به عنوان نمایندۀ حضرت مسیح(علیه السلام) در زمین شناخته می شود. پاپ رهبر شهر واتیکان نیز هست که با بسیاری از کشورهای جهان روابط سیاسی دارد و به عنوان ناظر در سازمان ملل شرکت می کند. خلیفۀ دین عیسی(علیه السلام) عنوان رئیس و پیشوای مذهب کاتولیک. از اصل یونانی پاپاس(pappas) به معنی پدر. پس از عیسی(علیه السلام) یکی از حواریون بنام پطرس مردم را به دین مسیح دعوت کرد و چون او درگذشت جانشینان وی که یکی پس از دیگری ادای این وظیفه بر عهده داشتند به ریاست کلیسای رم منصوب می شدند و عنوان پاپی را حائز می گشتند. تا سال 726 میلادی مطابق با سال 108 هجری قمری پاپ جز در امور دینی دخالت نمی کرد لیکن از آن پس اندک اندک به امور سیاسی نیز پرداخت و کار بجائی کشید که دیرگاهی به عزل و نصب فرمانروایان اروپای غربی تحریض و اغراء پاپ آغاز شد. عنوان اصلی: پاپ موضوع: پاپ
مقر پاپ تا سال 1309(9-708)میلادی شهر رم بود ولی در این سال پاپ کلمان پنجم کرسی ریاست روحانی را به فرانسه انتقال داد و او در شهر آوینیون(Arignon) نشست. پاپ گرگوار یازدهم در سال 1377م(779هجری قمری)به دعوت مردم رم به آنجا بازگشت و چون گرگوار فرمان یافت مردم شهر آوینیون به انتخاب پاپ برخاستند و از این طریق میان پاپهای این دو شهر تا هفتاد و یک سال مناقشه ای عظیم در گرفت. در قرن 16 میلادی که لوتر(luther) و کالون(calvin) قیام کردند و زبان به انتقاد پاپ و دیگر رؤسای روحانی گشودند. پیروان مسیح به دو دستۀ کاتولیک و پروتستان منقسم شدند و از آن پس نبود پاپ رو به نقصان نهاد و چون از سال 1780 میلادی(1194 هجری قمری) شهر رم پایتخت دولت ایتالیا شد و ریاست دنیوی پاپ به نهایت رسید. از قرن 16 میلادی به بعد پاپ از میان کاردینالها انتخاب می شود. کاتولیک از یونانی کائولیکوس(katholikos( به معنی عام و جامع و به پیشوای اسقفان اطلاق شود. امروز کاتولیک به فرقه ای از مسیحیان که پاپ را پیشوای خود دانند، گفته می شود. عنوان اصلی: پاپ نخستین پاپ (پاپا= پدر) جانشین حضرت عیسی(علیه السلام) پطرس قدیس است. که از سال 42 تا 65 م دارای این مقام روحانی بوده است. ضمناً تا سال 1969 میلادی کلیسای کاتولیک رم 256 پاپ داشت که بر این مسند روحانی تکیه زده اند. عنوان اصلی: کلیسا کلیسا از کلمۀ یونانی اکلیسیا(Ekklisia) به معنای مجمع مقدس نشأت گرفته است، در زمان عهد عتيق(قبل از ظهور مسيحيت) اين لفظ مخصوصاً به مجمع بين اسرائيل دلالت مي كرد، ولي در عهد جديد مقصود از آن اسرائيل حقيقي روحاني يعني پيروان واقعي عيسي مسيح(ع) است. عنوان اصلی: پاپها مهمترین پاپها در قرون وسطی(واتیکان) در قرن چهارم چند اسقف مهم در رم وجود داشت. سیلوستر(314-335)قسطنطین را به دین مسیح جلب کرد. یولیوس اول(337-352) قدرت فائقه اسقفیه رم را به شدت تایید کرد اما لیبریوس(352-366) به سبب ضعف یا پیری به نظرات کنستانتیوس که مبتنی بر مذهب آریانیسم بود تمکین کرد. پس از مرگ او دو تن به نامهای داماسوس و اورسینوس برای کسب مقام پاپی به رقابت برخاستند. در این مبارزه که هر یک دار و دسته ای داشت در یک روز در یک کلیسا در رم 137 تن کشته شدند. این امر منجر به تبعید اورسینوس شد و و داماسوس مدت 18 سال مسند پاپی را به دست آورد. او در کسب هدایا برای کلیسا مهارت ویژه ای داشت. سال 460-461: لئوی اول ملقب به کبیر مقام پاپی داشت او با قدرت و شجاعت کوشید تا اقتدار اسقف رم را بر تمامی کلیساهای مسیحی به اثبات رساند. هر چند این سیادت مورد تایید اسقفان غربی بود، اما از جانب اسقفان شرقی مورد پذیرش قرار نگرفت. در نتیجه بطرک های قسطنطنیه و انطاکیه و اورشلیم و اسکندریه مجادلات خشمگینانه ای نسبت به اسقف رم داشتند و از اجرای فرمانهای او اجتناب می کردند. عنوان اصلی: پاپها در غرب، پاپها حتی در امور دنیوی نفوذی روزافزون داشتند، اما در مسائل غیر دینی تابع دولت و ناظر رم بودند، و تا قرن 7م در انتخاب خود نیازمند تایید امپراطوری بودند. به تدریج ضعف فرمانروایان غرب موجب اعتلای پاپها در رم گردید. زمانی که بربرها به غرب هجوم آوردند امپراطور و سناتوران فرار کردند و حکومت مدنی از بین رفت. اما پاپها در مسند خود استوار ماندند و همین امر موجب افزایش حیثیت آنان گردید، به ویژه آنکه پس از مدتی بربرها نیز دین مسیح را پذیرفتند. در سال 1309 مقر حکومت کلیسا از رم به شهر آوینیون تغییر کرد این کار به وسیله کلمنس پنجم صورت گرفت که به وسیله فیلیپ چهارم پادشاه فرانسه به قدرت رسید. علت تغییر حکومت پاپی این بود که کلمنس پنجم در رم تامین جانی نداشت. به علاوه کاردینالهای فرانسوی که اکنون نسبت به کاردینالهای ایتالیایی در(مجمع مقدس)اکثریت را به خود اختصاص داده بودند حاضر به اطاعت از ایتالیا نبودند به این ترتیب مقر پاپ از رم به آوینیون که در آن سوی رود رون قرار داشت منتقل شد. عنوان اصلی: پاپها با مرگ نابهنگام پاپ بندیکتوس دوازدهم در سال 1342 کلمنس ششم روی کار آمد. او اشرافزاده بود و خلق و خویی اشرافی و نه زاهد منش داشت. به همه افرادی که به امید رسیدن به مقامی نزد او می آمدند منصبی اعطا می کرد چون معتقد بود همه باید خشنود از درگاه وی بردند. اسبهای اصیل وی در دنیای مسیحیت نظیر نداشت. هدایای گرانبهایی به شاعران و هنرمندان می بخشید، در زمان وی آوینیون هم پایتخت دینی بود هم مرکز سیاست، فرهنگ، عیاشی و فساد دینی لاتین. سازمان اداری کلیسا در دوران وی شکل نهایی خود را پیدا کرد که ادارات زیر را شامل می شد: کامرا آپوسترلیکا(خزانه داری پاپ) به سرپرستی کامراریوس(پیشکار پاپ) که مقام دوم در کلیسا پس از پاپ بود و عهده دار امور مالی کلیسا، دبیرخانه پاپ که با هفت شعبه زیر نظر یک کاردینال نایب پیشکار مکاتبات مفصل و مبسوط دربار پاپ را انجام می داد، شورایی قضایی پاپی مرکب از اسقفان و افراد آشنا به قوانین کلیسایی و مشتمل بر انجمن شیوخ-یعنی پاپ و کاردینالهای او در نقش دادگاه استیناف-که به امر قضاوت می پرداخت، و یک عنوان اصلی: پاپها ندامتگاه پاپی مرکب از انجمنی از روحانیون که به مسائل زناشویی، صدور احکام تکفیر، و عزل از مقام روحانی رسیدگی می کرد و به اعترافات کسانی که در طلب بخشش پاپ بودند، گوش فرار می داد. بندیکتوس دوازدهم برای سکونت پاپ و دستیارانش و نیز کلیه هیئتها و نمایندگی ها با کارکنان و مستخدمانشان اقدام به احداث ساختمان کاخ عظیم پاپها به سبک معماری گوتیک کرد که تکمیل آن به دست اوربانوس پنجم انجام گرفت. دو حیاط بسیار وسیع که خود نیز باروهای مستحکمی احاطه شده بودند و دارای برجهای عظیم بودند نشان می داد که پاپها به هنگام مخاطره از این برج و بارو استفاده خواهند کرد. در 1338 سیمونه مارتیتی از سینا به دعوت پاپ بندیکتوس برای تزیین کاخ و کلیسای مجاور آن به آوینیون آمد. برای اداره چنین مجموعه پهناوری که شامل مجموعه انبوهی از کاخ های کوچکتر، خانه های اجاره ای، کلبه های محقر که در آنها اسقفان، سفیران، حقوقدانان، بازرگانان، هنرمندان، شاعران، مستخدمان، سربازان، گدایان زندگی می کردند، هزینه هنگفتی لازم بود. عنوان اصلی: پاپها اما برای تامین این هزینه منابع درآمدی چنان که پاپ های گذشته هزینه های کلیسا را با آن تامین می کردند دیگر اکنون وجود نداشت. فرانسه که بخش عظیمی از عواید کلیسا را صرف امور مذهبی می کرد و حتی برای تأمین مخارج جنگ صد ساله از خزانه پاپ وامهای هنگفت می گرفت و قهر آلمان با پاپ یوآنس بیست و دوم باعث شد نصف مبلغ همیشگی را برای کلیسا بفرستد و عواملی از این قبیل باعث شد هزینۀ هنگفت سنگین کاخ پاپ از امور دیگری تأمین شود. هر گاه یکی از این افراد به مقام اسقف می رسیدند منبع زیادی به عنوان بهای ردای پشمینه سفیدی که به عنوان مقام خود بر دوش می انداختند، می پرداختند. هر گاه مقام روحانی ارشد جدیدی انتخاب می شد، هر یک از دوایر کلیسایی حوزه حکومت وی بایستی ابتدا کلیه درآمد یک ساله خود و سپس هر سال یک دهم درآمد سالانه خود را برای او بفرستد. هر گاه کاردینال اسقف اعظم یا رئیس دیری فوت می کرد کلیه دارایی های او به پاپ تعلق می گرفت. به علاوه تا انتخاب جانشین وی کلیه عواید کلیسا به پاپ داده می شد و هزینه کلیسا را پاپ می پرداخت. عنوان اصلی: پاپها اسقفان و رؤسای دیرها هم از سوی پاپها به جهت پرداخت تعهدات مذهبی-و هم از سوی پادشاهان تحت فشار بودند. دلیل تحت فشار بودن از طرف پادشاهان این بود که مقامات مذهبی فوق غالباً مالکان فئودال املاکی بودند که شاهان به عنوان تیول در اختیار آنها گذاشته بودند. لذا مقامات روحانی مجبور بودند به پادشاهان باج بدهند و برای آن ها سرباز تهیه کنند. از طرفی چون پاپها در دریافت مالیات بیش از پادشاهان سخت می گرفتند که گاه دیده می شد که اسقفها و رؤسای دیرها به جای طرفداری از پاپ از پادشاهان حمایت می کردند. دربار پاپی در قبال هر حکمی که صادر می کرد بایستی پاداش دریافت می نمود. بدین گونه حکمرانان غیر مذهبی اروپا از دستگاه مالی و مالیاتی پاپ ها به شدت نفرت داشتند. این مالیات های سنگین برای اداره کلیسا سبب شد که همه حتی خود روحانیان مذهبی فریاد اعتراض برآورند. آلواروپلایو که اسقفی اسپانیایی بود کتابی به رشتۀ تحریر درآورد که نام آن را در«سوگ کلیسا» گذاشت او نوشت: عنوان اصلی: پاپها «هر بار که به اتاقهای کشیشان دربار رفتم صرافان و روحانیان را دیدم که سرگرم شمردن و توزین پولها بودند که جلو آنها به روی هم انباشته بود...گرگهایی بر کلیسا حکومت می رانند که از خون گله مسیحیان تغذیه می کنند.» ادوارد سوم پادشاه انگلستان که خود یکی از مالیات بگیران بی نظیر بود یادآور شد که جانشین حواریون مسیح مأمور شده است تا گوسفندان مسیح را به چراگاه رهبری کند، نه آنکه پشم آنها را بچیند. کسری بودجه ای که مدام پاپها با آن دست به گریبان بودند نه آن گونه که پاپها وانمود می کردند به سبب هزینه های مشروع اداره کلیسائی و کمیابی مأموران مالیاتی صالح، بلکه به علت تجملات و زر و زیوری بود که دستگاه پاپی را چیزی شبیه دستگاه سلطنتی و حتی پیشرفته تر از آن کرده بود. علاوه بر پاپ و خویشاوندان آنها که همگی از قبال پاپ هر کدام دولتی برهم زده بودند، کاردینال ها هم خود علاوه بر پیشوایی کلیسا دارای اختیارات شورای سلطنت بودند و ناگزیر دستکاهی مناسب مقام و منزلت خویش برپا کرده بودند به گونه ای که ضیافت ها و خدم و حشم آنها زبانزد خاص و عام بود. عنوان اصلی: پاپها اسقفها نیز کم کم به بالا دستان خود نگاه می کردند و به سمت تجمل طلبی افراطی حرکت می کردند. آوینیون شهری شده بود با ویژگی های غیر اخلاقی و مملو از فساد و حق کشی و دنیا پرستی. پترارک در وصف انزجار خود از آنچه در آوینیون می گذشت چنین سخن راند: بابل بی دین، دوزخ روی زمین، منجلاب فساد و گنداب دنیا، در آن نه از ایمان اثری برجا مانده و نه تقوا و مذهب و ترس از خدا...همۀ ناپاکی ها و شرارتهای دنیا در اینجا گرد آمده است. البته در میان این فساد اخلاقی بسیاری از بزرگان مسیحیت حقیقتاً شایستگی مقام خود را داشتند و زندگی قدیس وار و زاهدانه ای برای خود گزیده بودند. علت تمامی فسادی که در آوینیون چهره کلیسا را کریه نشان می داد نه تنها ثروت زیاد پاپها نبود که به آوینیون سرازیر می شد و همانند همیشه فساد اخلاقی به بار می آورد. بلکه علت این بود که روحانیون مذهبی بی ایمان و ثروت اندوز هر چند تعدادشان اندک بود ولی اعمالشان از سوی کلیسا مورد اغماض قرار می گرفت و به این جهت نمایان تر از جاهای دیگر به چشم می آمد. عنوان اصلی: پاپها پاپهای آوینیون که دیگر اعتبار جهانی خود را از دست داده بودند و صرفاً دست نشاندۀ فرانسویها بودند به گونه ای که از مجموعه 134 نامزد برای انجمن کاردینالها 113 تن را از میان فرانسویها برگزیدند. همین امر موجب شد که دیگر دولتهای اروپایی نظیر دولتهای انگلیس و آلمان کم کم دست کلیسا را از دخالت در حکومتهایشان کوتاه کنند. اسارت بابلی پاپها در آوینیون منجر به دو دستگی پاپها و فراهم آمدن زمینه اصلاح دینی شد. پس از اینکه پاپها دوباره به مقر حکومت اولیه خود، رم بازگشتند، توانستند اعتبار از دست رفته خود را مجدداً به دست آورند. در ایتالیا کلیسا تقریباً هیچ اعتباری نداشت. میلان آشکارا پاپها را به ریشخند می گرفت. سیسیل با کلیسا دشمنی و عناد می پرداخت. ایالات پاپی تصرف شده بود. کلمنس ششم سعی کرد مجدداً ایالات پاپی را تصرف کند ولی نتوانست. جانشین وی اینوکتنیوس ششم، که پاپی نمونه و به دور از تجملات و اسراف های درباری و فردی پارسا و پاکدامن بود توانست ایالات پاپی را دوباره به دست آورد. عنوان اصلی: پاپها او گرچه ذاتاً فردی صلح طلب بود، دریافت که تنها با رها کردن کلیسا از چنگ فرمانروایان فرانسه و بازگرداندن مقر پاپ به رم می تواند دوباره به کلیسا اعتبار از دست رفته اش را بازگرداند. وی این مأموریت را به مردی نجیب و با ایمان به نام کاردینال اجیدیودآلبورلوث محول کرد. وی از طریق مذاکرات و بدون توسل به زور ایالات پاپی را یک به یک از چنگ یاغیان بیرون کشید و برای این وفاداری به پاپ مصالحه ای عملی ایجاد نمود. با اقدامات عدیده و سیاستمدارانۀ او بود که راه بازگشت فرمانروایی کلیسا به ایتالیا بار دیگر هموار شد. پس از اینوکنتیوس ششم، اوربانوس اصلاحات وی را در مورد کلیسا ادامه داد، همانند وی به تقبیح تجملات و فساد مالی پرداخت و از بسیاری تخلفات در دستگاه کلیسا نظیر خرید و فروش مقامات کلیسایی جلوگیری کرد، و افراد شایسته و شرافتمند را بر مسند مقامات کلیسایی نشاند. همین پاپ بود که علیرغم مخالفت کاردینال ها تصمیم گرفت مقر پاپ را به رم بازگرداند. وی با بیان این دلیل که جنگ انگلستان و فرانسه به شکست فرانسه خواهد انجامید و انگلیسی ها که در حال نزدیک شدن به آوینیون هستند عنوان اصلی: پاپها با پاپها که در تمام طول جنگ این دو کشور در خدمت پادشاهان فرانسه بودند و هزینه جنگ آنها را تأمین می کردند، رفتار خوبی نخواهد داشت. کاردینال ها را متقاعد کرد، علیرغم مورد احترام بودن در فرانسه و اکراه مردم ایتالیا نسبت به آنان به بازگشت به رم رضایت دهند. به این ترتیب در 16 اکتبر 1367 اوربانوس پنجم در میان شادی مردم به این شهر قدم گذاشت. هنگامی که او به این شهر آمد، شهر به ویرانه ای تبدیل شده بود و از کلیساها ئو کاخ های پرشکوه پاپی اثری به جا نمانده بود. دیدن منظرۀ شهر پاپ را آزرده کرد که تصمیم گرفت در مونته فیسکو اقامت کند و هزینه هایی را به تجدید بنای کاخ ها اختصاص دهد. اوربانوس در 27 سپتامبر 1379 درگذشت و گریگورس یازدهم برادرزاده کلمنس ششم که در 18 سالگی به مقام کاردینالی رسیده بود در سن 39 سالگی در 30 سپتامبر 1370 به مقام پاپی برگزیده شد. گرگوریوس فرانسوی که هنوز به ایتالیائی ها اعتمادی نداشت نمایندگان خود را برای اداره ایالات پاپی بیشتر از میان فرانسویان برگزید. عنوان اصلی: پاپها نمایندگان فرانسوی مزبور در ایتالیا با توسل به زور مالیات های سنگین از مردم اخذ می کردند و رفتار خشونت آمیزی با مردم زیر دست خود داشتند. همین رفتار آنها سبب شد که در 1375 بسیاری از ایالت ها علیه حاکمان فرانسوی خود سر به شورش بردارند. به گونه ای که از 64 شهری که در سال 1375 وفاداری خود را به پاپ اعلام کرده بودند، تنها یک شهر به پاپ وفادار مانده بود. در این میان پرچم انقلاب را شهر فلورانس به دست گرفت و بنا به درخواست پاپ مردم فلورانس تکفیر شدند. برگزاری مراسم دینی در این شهر تحریم شد و پاپ گرگوریوس اعلام کرد که اهالی آنجا از حقوق و حفاظت قانونی محرومند، و هر کس در هر جا می تواند آنان را به بردگی گرفته و اموالشان را ضبط کند. فلورانس هم به اقداماتی تلافی جویانه علیه پاپ دست زد. تمام اموال کلیسا را در آن شهر ضبط و کشیشان را یا به دار آویختند و یا به زندان انداختند. پاپ نیرویی مرکب از سربازان وحشی اهل برتانی را به فرماندهی کاردینال مخوف روبر به ایتالیات گسیل داشت و هم آنها بودند که مردم شهر چزنا را که با وعده صلح به تصرف آنان درآمده بود از زن و مرد و کودک از دم تیغ گذراند. عنوان اصلی: پاپها قدیسه کاترین به گرگوریوس چنین نوشت:«شما براستی موظفید که سرزمین های از دست رفته کلیسا را بازگردانید، اما مسؤلیت شما در بازگرداندن مؤمنینی که گنجینه اصلی کلیسا هستند و از دست رفتن آنها جداً کلیسا را بی نوا خواهد کرد، بسی سنگینتر است....شما باید با حربۀ نیکی و محبت و صفا مردم را تحت تأثیر قرار دهید و از این راه بیش از حربۀ جنگ نصب خواهید برد...» قدیسه کاترین برای درخواست صلح همراه فرستادگان فلورانس نزد پاپ گرگوریوس یازدهم رفت و چنان از فساد اخلاقی موجود در آوینیون سخن راند که برخی از توهین های او را به پاپ تحمل نیاوردند و درخواست بازداشت وی را کردند. اما گرگوریوس به تقاضای آنان وقعی ننهاد. پس از آن گرگوریوس از ترس آن که مبادا رم به دست شورشیان بیفتد بلافاصله از مارسی حرکت و در 17 ژانویه سال 1377 به رم رسید. اما این بار او با استقبال مردمی مواجه نشد. از این رو چند ماه بعد وی رم را به مقصد شهر آنانبی ترک کرد و در این شهر عزلت گزید. عنوان اصلی: پاپها او بالاخره مجبور شد از جنگ به سیاست و تدبیر روی آورد. بر این اساس در 7 نوامبر سال 1377 به رم بازگشت و با توجه به بیماری و احتمال مرگ، مقدمات انتخاب سریع جانشین خود را فراهم ساخت و در اواخر مارس 1378 درگذشت. عنوان اصلی: پاپها بازگشت پاپها به رم گرگوریوس یازدهم رم را دوباره مقر پاپ قرار داد. بعد از مدتی مجمعی سری مرکب از شانزده کاردینال که فقط چهارتن از آنان ایتالیایی بودند، برای تعیین جانشین او تشکیل شد. اما جماعتی از رومیان به پشتیبانی مقامات شهرداری در بیرون کاخ گرد آمدند و تهدید کردند که اگر پاپ منتخب رومی نباشد تمام کاردینال های غیر ایتالیایی را به قتل خواهند رساند. از این رو اعضای مجمع سری اسقف اعظم باری را که نام اوربانوس ششم را برای خود انتخاب کرده بود در سال 1378 به عنوان پاپ انتخاب کردند. اوربانوس ششم هم بر شهر رم و هم بر کلیسا با قدرت حکومت کرد. او سناتوران و ضابطان شهر را تعیین کرد. تصمیم گرفت اصلاحاتی را در کلیسا شروع کند و کلیسا را به طرف نظم و اخلاق بکشاند. دو هفته بعد در یک سخنرانی به نقد اخلاق کاردینال ها و کشیشان پرداخت و اعلام کرد نباید در برابر اموری که انجام می دهند هدیه یا حق الزحمه ای دریافت کنند. این اعمال و سخنان او موجی از اعتراض را در میان کاردینال عنوان اصلی: پاپها ها برانگیخت. در 9 اوت 1378 کاردینال های فرانسوی در آنانیی اجتماع کردند و با صدور قطعنامه ای اعلام کردند که از آنجا که انتخاب اوربانوس تحت فشار اوباش رومی صورت گرفته بی اعتبار است. یک ماه بعد کالج کاردینال ها اعلام کرد که پاپ حقیقی روبر ژنوی است. روبر با نام کلمنس هفتم، آوینیون را مقر خویش قرار داد و این در حالی بود که اوربانوس همچنان بر مسند پاپی خود تکیه زده بود. این اختلاف جهان مسیحیت را به دو شاخه تقسیم کرد: کشورهای ناپل، اسپانیا و اسکاتلند به فرانسه اقتدا کردند و مجارستان، پرتغال، لهستان، بوهم، آلمان، انگلستان و فلاندر اوربانوس را به عنوان پاپ برگزیدند. چهار سال بعد اوربانوس مرد و چهارده کاردینالی که در دستگاه او بودند پیروتوماچلی را با نام بونیفاکیوس نهم به عنوان پاپ برگزیدند. در سال 1394 نیز کلمنس هفتم مرد و پزرودولونا با عنوان بندیکتوس سیزدهم به عنوان پاپ انتخاب شد. عنوان اصلی: پاپها شارل ششم پادشاه فرانسه پیشنهاد داد که هر دو پاپ استعفا دهند اما بندیکتوس نپذیرفت. بونیفاکیوس در 1404 مرد و اینوکنیوس هفتم به جای او انتخاب شد. اما این انتخاب با شورشی همراه بود که منجر به فرار وی به ویتربو شد. اوباش رم واتیکان را غارت کردند. علائم قدسیت پاپ را به گل اندودند و دفترها و فرمان های تاریخی را به کوچه ریختند(1405) بعد از مدتی با پاپ آشتی کرد اما پاپ بعد از چند روز درگذشت(1406). جانشین او گرگوریوس دوازدهم، بندیکتوس سیزدهم را به کنفرانسی دعوت کرد. اما بندیکتوس پیشنهاد کرد که اگر گرگوریوس استعفا کند او نیز از مقام خود کناره گیری خواهد کرد. در همین زمان برخی از کاردینال های او به پیزا رفتند و تقاضای تشکیل شورایی را برای انتخاب یک پاپ واحد کردند که برای تمام مسیحیان قابل قبول باشد. پادشاه فرانسه بار دیگر از بندیکتوس خواست که استعفا دهد. امتناع او موجب شد که فرانسه از وفاداری خود نسبت به بندیکتوس دست بردارد. بی اعتنایی کاردینال ها و نیز پادشاه فرانسه موجب شد که بندیکتوس به اسپانیا فرار کند. کاردینال های مذکور به همراه کاردینال هایی که گرگوریوس را ترک کرده بودند در 25مارس 1409 اعلامیه ای را برای تشکیل شورایی در پیزا صادر کردند. شورای پیزا طبق برنامه تشکیل شد. بیست و شش کاردینال، چهار پطرک، عنوان اصلی: پاپها دوازده اسقف اعظم، هشتاد اسقف، هشتاد و هفت رئیس دیر، رهبران تمام فرقه های رهبانی، سفرای اغلب ممالک اروپا در کلیسای جامع شهر گرد آمدند. این شورا که خود را قانونی و عام اعلام کرد هم بندیکتوس و هم گرگواریوس را احضار کرد، اما چون هیچ یک حاضر نشدند، هر دو را مخلوع اعلام داشت و کاردینال شهر میلان را با نام الکساندر پنجم به پاپی برگزید و از او خواست تا قبل از ماه مه 1412 یک شورای عمومی دیگر تشکیل دهد. دو پاپ فوق الذکر از به رسمیت شناختن این شورا امتناع کردند و نتیجه این شد که به جای دو پاپ، سه پاپ بر مسند پاپی تکیه زده بودند. الکساندر پنجم یک سال بعد از انتخاب در 1410 درگذشت، و کاردینال هایش یوآنس بیست و دوم را به جانشینی او برگزیدند. وی شخصی ناآرام بود، ولی در سیاست و جنگ با قدرت، عمل می کرد. ثروت زیادی اندوخته بود و فرماندهی نیرویی از سربازان وفادار را عهده دار شده بود. وی تلاش کرد شورای پیشنهادی مجمع پیزا را تشکیل ندهد اما در 1411 سیگیسموند امپراطور رم، یوآنس را وادار کرد تا شورا تشکیل دهد و شهر کنستانتین را برای محل کنفرانس انتخاب کرد. عنوان اصلی: پاپها او ابتکار را از دست پاپ گرفت و تمام مقامات کلیسایی اروپا را به این شورا فراخواند. در اروپا به جز به پاپ و اطرافیانش همه این دعوت را پذیرفتند. این مجمع یکی از بزرگترین انجمن ها در تاریخ مسیحیت بود. شورا هنوز مقدمات کار خود را تهیه کرده بود که یوآنس بیست و سوم در پی آگاهی از تصمیم دشمنانش در مورد بر ملا کردن اعمال خلاف قانون، اخلاق و مسائل زندگی وی، ناگهان از کنستانس گریخت و به مهیندوک اتریش دشمن سیگیسموند پناهنده شد. شورا کوشید تا او را به استغفار وادارد. اما در پی رد این درخواست، گزارشی حاوی 54 اتهام را علیه او پذیرفت که برخی از آن اتهامات او را مشرک، ظالم، دروغگو، فروشنده مقامات کلیسایی، خائن، شهوتران و دزد اعلام می کرد. بر این اساس در بیست و نه مه شورا او را از مقام خود خلع کرد. اما مشکل شورا این بود که اگر پاپ دیگری انتخاب می شد باز هم مسیحیت تقسیم می گردید. در همین زمان گرگوریوس به اراده خود تصمیم گرفت از سمت پاپی استعفا دهد شورا استعفای او را پذیرفت و او را به نمایندگی پاپ در آنکونا منصوب کرد. اما بندیکتوس همچنان مقاومت می کرد و در حالیکه در بیست و شش ژوئیه 1417 عنوان اصلی: پاپها شورا او را خلع کرده بود، هنوز خود را در سن نود سالگی پاپ می دانست. در 17 نوامبر همین سال شورا مارتینوس پنجم را به عنوان پاپ برگزید. مارتینوس پنجم تا سال 1420 به علت مشکلات امنیتی نتوانست به رم برسد. اما وقتی سرانجام به رم رسید، از وضع شهر، ویرانی بناها و خرابی اخلاق مردم آن متحیر شد. پایتخت مسیحیت به یکی از عقب افتاده ترین شهرهای اروپا تبدیل شده بود. در آن زمان نیروهای ناپل به فلورانس، ونیز و میلان ایالتهای پاپی را از هر سو در فشار گذاشته بودند. بیشتر این ایالتها بار دیگر به دست دیکتاتورهای کوچکی افتاده بود که خود را نائب پاپ می خواندند. مارتینوس با این مشکلات مقابله کرد، وجوهی برای تجدید بنای قسمتی از رم تخصیص داد، راهزنان را از جاده های رم طرد کرد، نظم را در رم برقرار ساخت، و قانون اجتماعی آنرا تدوین کرد. او دربار پاپ را تجدید سازمان داد و کارهای آن را منظم کرد. عنوان اصلی: پاپها آئوگنیوس چهارم جانشین مارتینوس شد. در آن زمان دستگاه پاپ بیشتر جنبه حکومتی داشت تا مذهبی پاپها می بایست همواره سیاستمدار و گاهی جنگجو باشند و به ندرت می توانستند رهبری معنوی و قدیس بشمار آیند در اولین سال حکومت پاپ جدید یعنی 1413 تعدادی از کاردینالها کوشیدند تا تفوق شوراهای عام را بر پاپ تسجیل کنند. او فرمان داد شورا منحل شود اما عضای شورا از امر او سرباز زدند و به او فرمان دادند تا در جلسات آن شرکت کند و نیز نیروهای نظامی میلان را برای حمله به او به رم فرستادند. آئوگنیوس مجبور به فرار شد و نخست به فلورانس و پس به بولونیا پناهنده شد. مدت این تبعید از رم نه سال طول کشید. شورا اختیارات پاپ را یکی پس از دیگری قبضه کرد: به صدور آمرزشنامه پرداخت، حکم معافیت صادر کرد، حق استفاده از عواید موقوفات را اعطا نمود، و مقرر داشت که مالیات موقوفات به جای پاپ به خود آن شورا داده شود. عنوان اصلی: پاپها آئوگنیوس بار دیگر به مخالفت با شورا پرداخت. در 1439 شورا او را از مقام خود خلع، و آمادئوس هشتم ساووایی را به عنوان پاپ فلیکس پنجم، نامزد این مقام نمود. همزمان شارل هفتم پادشاه فرانسه مجمعی از اسقفان، شاهزادگان و حقوق دانان فرانسه را در بورژ گرد هم آورده و این شورا اعلام کرد، شورای عام بر پاپها تفوق دارد. بر اساس اعلام این مجمع که به«پراگماتیس سانکسیوس بورژ» شهرت یافت، مقامات روحانی باید از طریق انتخاب به وسیلۀ کشیشان محل واگذار شوند. استیناف در دربار پاپ ممنوع شد، و تحصیل مالیات موقوفات توسط پاپ قدغن گردید. در حقیقت این عمل چیزی جز شکست کلیسای رم نبود. چرا که به دنبال آن، کلیسای مستقل فرانسوی تشکیل شد، و سپس در شهر مانیتس آلمان اقداماتی برای تشکیل کلیسای ملی آلمان صورت گرفت، و اسقف اعظم پراگ پاپ را با لقبی ناشایست لقب داد. عنوان اصلی: پاپها آئوگنیو س بالاخره در پی ماجراهای فراوانی که طی چند سال طی کرده بود، در 1433 به رم بازگشت. اما این تبعید چند ساله باعث تغییر دید و نظر وی در ارتباط با هنر و معماری و کتاب گردید. او با استفاده از هنرمندان و ادبایی که از فلورانس با خود به رم آورده بود تغییراتی را در ساختار کلیسای رم ایجاد کرد. رم در زمان روی کار آمدن نیکولاوس پنجم، بسیار کوچک و در مقایسه، چیزی در حدود یک دهم روم در سالهای(275-270) بود. رم تحت حکومت روحانیون بود. چرا که آنان عایدات متنوع کلیسا را در دست داشتند. پاپها در ادعای خود بر میزان معینی از قدرت معنوی و حوزه ای از حکومت، ذی حق بودند. به عنوان سران یک سازمان بین المللی نمی توانستند خود را در اسارت هیچ کشوری ببینند. آنها از سال 782 به نام خود سکه زده بودند و قرنها هیچ کس با حق آنها معارضه نمی کرد. نیکولاوس پنجم، هفت سال پیش از آنکه گوتنبرگ انجیل را چاپ کند، سی سال پیش از آنکه چاپ به رم برسد، و چهل و هشت سال پیش از آنکه اثر الدوس مانوتیوس به چاپ برسد پاپ شد. در آن زمان، حکومت دنیوی پاپها عنوان اصلی: پاپها مستقیماً مربوط به ناحیه ای بود که امروزه لاتسیو نامیده می شود. این ناحیه ایالات کوچکی بین توسکان، اومبریا، سرزمین پادشاهای ناپل و دریای تیرنه بود. در ورای این ایالت، پاپها اومبریا، ماکه، و رومانیا(رومانی قدیم) را نیز ملک خود می دانستند. این چهار منطقه شامل 26 شهر بودند که پاپها به وسیله ی نواب خود بر آنها فرمان رانده یا آنها را در میان حکام محلی تقسیم می کردند. نیکولاوس پنجم سه هدف داشت: پاپ خوبی باشد، رم را از نو بنا کند، و ادبیات و دانش و هنر کلاسیک را احیا نماید. او با پشتگار مخصوص خود توانست بنیانگذار کتابخانۀ واتیکان باشد. نیکلاوس پنجم افرادی را به اتن، قسطنطنیه و شهرهای آلمان و فرانسه می فرستاد تا کتب خطی یونانی یا لاتینی را خریده یا استنساخ کنند. او گروه بزرگی از کاتبان و ویراستاران را در واتیکان مستقر ساخت. به مترجمان و نویسندگان، با سخاوت مندی، پاداش می داد. او تصمیم گرفته بود، رم را شایستۀ رهبری جهان سازد. لذا در واقع رم را از نو بنا کرد. دیوارها، دروازه ها، آبراهۀ آکواوروجینه همگی بازسازی و تعمیر شند. بسیاری از پلها و ساختمانها تجدید بنا شد. او به ساکنان شهر وام می داد تا با بناهای جدید موجبات زیبایی رم را فراهم آورند. عنوان اصلی: پاپها او طرحهای شاهانه ای برای یک کاخ جدید در واتیکان تهیه کرد که با باغهایش تمام تپۀ واتیکان را فراگیرد. و پاپ و کارمندانش، کاردینالها و دفترهای دربار پاپ را در خود جای دهد. هر چند این طرحهای جاه طلبانه به اجرا درآمد. اما نارضایتی هایی را نیز برانگیخت. در میان مردم رم، نیکولاوس به عنوان یک جبار دیده می شد. به هر حال او در 1455 و در سن 58 سالگی درگذشت. با مرگ او، یک کاردینال اسپانیولی بنام آلفونسوبورخابا عنوان«کالیکستوس سوم» در سن هفتاد و هفت سالگی به عنوان پاپ برگزیده شد. او تنها سه سال این سمت را داشت و در این مدت کار فوق العاده ای نیز انجام نداد. جانشین او انئاسیلویوپیکو لومینی با عنوان پیوس دوم در سال 1458 به مقام پاپی رسید. او هر چند در دوران جوانی فاقد شهرت اخلاقی مناسبی بود اما به عنوان یک نویسنده که تقریباً در همۀ زمینه ها قلمفرسایی می کرد، شهرت داشت: داستان، شعر، تاریخ، سفرنامه، جغرافی، تفسیر، خاطرات، کمدی، از جملۀ زمینه های قلمی وی بودند. تلاش وی برای جنگ با عثمانی که تقریباً به پشت دروازه های وین رسیده بودف با ناکامی مواجه شد. او در سال 1464 درگذشت. عنوان اصلی: پاپها پس از او پاولوس دوم به مقام پاپی دست یافت. مردی که به عنوان عفریتی از خودخواهی، عظمت طلبی و طمع معرفی شده است. گفته اند تاجی سه شاخه بر سر می گذاشت که بهایش از بهای یک قصر بیشتر بود. او نیز در سال 1471 درگذشت، اما نام نیکی از وی به یادگار نماند. در 1471 سیکستوس چهارم که نام اصلیش فرانچسکو دلارووره بود، از میان هشتاد کاردینالی که برای انتخاب پاپ جدید گرد آمده بودند، به این سمت برگزیده شد. او که در آن زمان پنجاه و هفت سال داشت به پاکدامنی و دانش شهرت یافته بود. وضعیت ویژۀ ایتالیا در آن زمان وی را بر آن داشت که نظم را در رم برقرار کرده و تمام ایتالیا را تحت فرمان پاپ درآورد. اما انتصاب نزدیکان و اقوام به قدرتهای محلی، و اسرافها و تبذیرهای بسیار، از وی چهره ای نامطلوب ساخت. با این همه او درتقویت هنر، زیباسازی رم و اعادۀ حیثیت مقام پاپ موفقیتهایی بدست آورد. پس از او انیوکنتیوس هشتم در 1484 به قدرت رسید و تا 1492 این مسند را اشغال کرد. از این تاریخ تا نیمۀ نخست قرن شانزدهم پاپهای متعددی نظیر بورژایا، لئوی دهم و یولیوس دوم بر مسند پاپی و واتیکان تکیه زدند. در عنوان اصلی: پاپها این مدت هنر و معماری واتیکان پیشرفت قابل توجهی داشت. از هنرمندان این دوره می توان از رافائل، میکل آنژ، جولیانوداسانگلو و دوناتوبرامانته نام برد. عنوان اصلی: پاپها شیوع و رواج اخبار مربوط به فساد روحانیان، زندگانی مرفه ایشان و انتشار شکایاتی از کلیسا و ...به ایجاد یک جو ضد کاتولیکی در اروپای قرن شانزده دامن زد. در آغاز این قرن در سراسر دنیای مسیحیت فریاد مردم برای اصلاح کلیسا بلند بود. بسیاری از مردان بزرگ ایتالیا چون آرنالدو دابرشا، یوآکیم دافیوری و ساوونارولای بدون ارتداد از کاتولیکی بر عملیات سوء کلیسا تاختند. با این وجود، مسیحیان مؤمن همچنان امیدوار بودند که اصلاح بدست فرزندان خلف کلیسا انجام پذیرد. برخی نیز مانند اراسموس، کولت، مور و بوده، از هرج و مرج و آشوبی که از قیام علنی علیه کلیسا ممکن بود درگیر شود، هراس داشتند، اشعاب کلیسای یونان از کلیسای رم در حد خود لطمۀ بزرگی بود. کلیسا مکرر کوشید تا افراد ئو دادگاههای خود را اصلاح و تصفیه کند. شوراهای عمومی نیز سعی بسیاری کردند تا کلیسا را اصلاح کنند اما از پاپها شکست خوردند. پاپها آستین اصلاح بالا زدند، اما از کاردینالها و اصول تشریفاتی دستگاه اداری خود شکست خوردند. عنوان اصلی: پاپها فرهنگيمردان روشنفکر کلیسا چون نیکولای کوزایی موفق به اصلاحات محلی شدند اما این اصلاحات عمری کوتاه داشتند. حملات همه جانبه ای که از ناحیۀ دوست و دشمن به قصورهای کلیسا می شد، مدارس را به هیجان آورد، کرسیهای خطابه را متشنج ساخت، و چون سیلی در دنیای ادبیات جریان یافت. روز به روز و سال به سال اندیشه و خشم مردم بالا گرفت تا اینکه سد احترام و سنن را شکست و انقلابی دینی، که عظیم تر و عمیق تر و پهناورتر از تمام دگرگونی ها و تبدیلات سیاسی دنیای جدید بود، اروپا را فرا گرفت. این انقلاب موجب شد تا رهبران مسیحیت و بویژه کاتولیک ها در رفتارها، باورها و آداب و رسوم خود تجدید نظر اساسی روا داشته و روشهای غیر اخلاقی کلیسا بویژه، در مورد خرید و فروش گناهان سودجوییها، خلافکاری ها، بی نظمی ها و سایر اختلالات مورد بازنگری قرار گیرند. عنوان اصلی: دبير خانه دولت دبیرخانه دولت این نهاد هستۀ مرکزی کلیسای جهانی کاتولیک، بر سایر نهادهای واتیکان نظارت نموده و مسئولیت هماهگی آنان را بر عهده دارد. لازم به ذکر است کلیه نهادهای کوریارومانا مستقل از یکدیگر عمل کرده و تحت نظارت عالی پاپ فعالیت می نمایند. از اینرو نخست وزیر و رؤسای تمامی مجامع، شوراهای پاپی، سازمان ها و دادگاه های کلیسائی توسط پاپ برگزیده شده، و نخست وزیر تنها مسئولیت هماهنگی فعالیت این نهادها را با یکدیگر بر عهده دارد و نمی تواند در فعالیت آنان دخالت نماید. واتیکان فعالیت های دبیرخانه دولت را«فعالیت های حواریونی» می نامد. تاريخچه: در قرن 15م پاپ مارتینوی پنجم نهادی را به نام اتاق سری تأسیس کرد. وظیفه این اتاق برقراری روابط با سائر دول و انجام مکاتبات رسمی کلیسای کاتولیک بود. با این هدف، برجسته ترین ادیبان زمان در آن مشغول بکار شدند. عنوان اصلی: دبير خانه دولت به تدریج شورای دبیران توسط این افراد تشکیل گردید و پاپ شخص مورد اعتماد خویش را به سمت ریاست این شورا منصوب نمود. رئیس شورا که دبیر خانواده نامیده می شد، مسئول امور سیاسی واتیکان محسوب می گردید. در پایان قرن 15م. نپوتیسم[1]در واتیکان به اوج خود رسید و پاپها به اقوام و بستگان خویش بویژه به برادرزاده های خود و...امتیازات و مقام های مختلفی اعطا می کردند از اینرو همواره شخصی بنام کاردینال نپوته(کاردینال برادرزاده) بعنوان دبیر در رأس دستگاه سیاسی واتیکان قرار می گرفت. بعلت نفوذ بیش از حد این افراد و عدم لیاقت اکثر آنان، نقش دبیرخانه کاهش یافت تا آنکه پاپ لئون دهم(1513م) شخصی با لقب«دبیر مخصوص» را برای تربیت و آموزش کارینال برادرزاده ها موظف نمود. در سال 1692م. نپوتیسم توسط پاپ اینچنزوی دوازدهم لغو گردید و اولین مرحله سازماندهی دبیرخانه واتیکان صورت پذیرفت. بر این اساس اداره امور مربوط به سیاست داخلی و خارجی کلیسا به دبیر دولت سپرده شد. عنوان اصلی: دبير خانه دولت در سال 1833م ساختار کلیسا توسط گریگوری شانزدهم اصلاح گردید و بر اساس آن اداره امور سیاسی به دو دبیر سپرده شد که عبارت بودند از: ریاست امور اداری و داخلی، و ریاست امور مربوط به سیاست خارجی. از آنزمان تاکنون دبیرخانه دولت توسط پاپهای مختلف دستخوش دگرگونی ها مکرر گردید، و نهایتاً ساختار کنونی آن در سال 1988م. توسط پاپ ژان پل دوم به تصویب رسید. بر اساس آخرین اصلاحیۀ ساختار کلیسا در سال 1988م. توسط پاپ ژان پل دوم، دبیرخانه دولت از دو بخش مستقل تشکیل شده است، بخش امور عمومی و بخش روابط با سائر دول. 1- وظایف بخش امور عمومی که عبارتند از: - رسیدگی به امور فعالیت های روزانه پاپ. - بررسی اموری که خارج از اختیارات عادی سائر نهادهای واتیکان می باشد. - تنظیم و هماهنگی روابط وزارتخانه ها و نهادهای واتیکان با یکدیگر. - تنظیم فعالیت های نمایندگان(سفراء) واتیکان، بویژه نحوه ارتباط آنان با کلیساهای محلی کشورهای مختلف. عنوان اصلی: دبير خانه دولت - رسیدگی به امور مربوط به سفراء کشورهای مختلف در واتیکان. - تنظیم حضور نهادهای واتیکان در سازمان های بین المللی و کاتولیکی. - تدوین و ارسال نامه ها و متون پاپ. - رسیدگی به امور مربوط به انتصابات کلیسا. - نگهداری مهری که نامه های اداری پاپ توسط آن مهمور می گردد که «انگشتر ماهیگیر» نامیده می شود. - نظارت بر انتشار بیانیه ها و نوشته های رسمی واتیکان. - انتشار اطلاعات رسمی مربوط به فعالیت های پاپ و واتیکان. - نظارت بر هماهنگی بخش دوم دبیرخانه با روزنامه اوسرواتوررومانو، رادیو و مرکز تلویزیونی واتیکان. - جمع آوری و انتشار اطلاعات آماری مربوط به فعالیت های کلیسا در کشورهای مختلف جهان. 2- وظایف بخش روابط با دول(وزارتخانه واتیکان): - برقراری روابط سیاسی با سائر دول و سازمانهای بین المللی. عنوان اصلی: دبير خانه دولت - انعقاد پیمان نامه های مختلف و نظارت بر حسن اجرای آن. - ایفای نقش فعال نمایندگی واتیکان در سازمانها و کنفرانس های بین المللی. - ارتباط با سفراء کشورهای مختلف در واتیکان و حمایت از فعالیت های مذهبی کاتولیک های جهان. نام قبلی دبیرخانه روابط با دول، شورای عمومی کلیسا بوده است و پیش از آن «مجمع مقدس امور غیر عادی کلیسائی» مرکب از هشت کاردینال، وظایف این دبیرخانه را برعهده داشته است. تاریخ تأسیس این بخش به انقلاب کبیر فرانسه بازمی گردد، و در واقع مجمع مذکور با هدف مقابله و حل مسائل ناشی از انقلاب در سال 1793م تشکیل گردید. این دبیرخانه از قدیمی ترین نهادهای نظام کنونی واتیکان محسوب می شود. عنوان اصلی: استقرار مسيحيت در اروپا استقرار مسیحیت در اروپا تا زمانی که مسیحیت فقط فرقه ای از یهودیت بشمار می رفت، دولت رم اهمیتی برای آن قائل نبود و مداخله ای در کار پیروان ایشان نمی کرد و آنان آزاد بودند که در امپراطوری روم معتقد به دین خود باشند. زیرا حکومت رم غیر از یهود همه رعایای خویش را موظف می دانست که در پای تندیسه های امپراطوران قربانی کرده ایشان را چون خدایان خود عبادت نمایند. ولی چون کلیسا از کنیسۀ یهود جدا گردید و بر اثر تبلیغات پولس معلوم شد که مسیحیت تنها فرقه ای از یهود نبوده بلکه دین تازه ای است که معتقد به نجات خداوندگار خود مسیح است، دولت رم آن دین را برخلاف قانون دانسته و مسیحیان گرفتار جفای رومیان شدند و به انواع مصائب دچار گشتند. عنوان اصلی: استقرار مسيحيت در اروپا کلیسای کاتولیک که اعتقاد به پاپ دارد، بعد از نابودی فرقه ها(بیش از 80 فرقه) که هر کدام اعتقادات خاص خود را داشتند، در قرن چهارم این کلیسا احساس کرد که زمان آن رسیده که یکپارچگی خود را با انجام اقدامات بسیاری در حول سه محور بنیاد کند: 1- تدوین قانون بر اساس کتاب مقدس. 2- تشکیل سازمانی به منظور کسب قدرت کلیسا. 3- یافتن راه های همکاری و نفوذ در دستگاه پادشاهان. بر همین اساس کلیسا قوانینی مبتنی بر ایمان رقم زد که در آن تجرد کشیشان اجباری اعلام شد، روحانیون موفق شدند امتیازاتی از امپراطوران بگیرند. آنها از دادن مالیات و انجام بعضی از خدمات معاف گردیدند و اجازه یافتند دعاوی مؤمنین را حل و فصل کنند. رفته رفته حکم محاکم را پیدا کردند و کلیساها شوراهایی را به نام شورای تام، شورای اسقفان و شورای جهانی را پدید آوردند و به همین جهت آنرا کلیسای کاتولیک یا جامع نامیدند عنوان اصلی: استقرار مسيحيت در اروپا نوشته ها دربارۀ حضرت عیسی(علیه السلام) و عقاید او در کلیسا بسیار بوده است، هر کدام از نویسندگان بنا به زمان خود مطالبی را به آن افزوده و این کتاب ها هر روز بیشتر از روز دیگر می شد، کلیسا بر آن شد تا حذفهایی را در آن به عمل آورد. بنا به گفتۀ تاریخ و شواهد تاریخی صد انجیل از بین رفته و چهار انجیل نگاهداری شد تا در لیست عهد جدید که «کانن» نامیده می شود، وارد گردید. در وسط قرن دوم میلادی مارسیون[2] فیلسوف مکتب مدعی شناخت کامل و تعالی ذات صفات خداوند شد که در سال 144 میلادی از طرف کلیسا تکفیر شد. در قسمتی از نوشته ها در انجیل، شامل تفاصیل تخیلی ناشی از تصور عامیانه، عبارات مضحک و حکایات واهی و ....استفاده شده است. عنوان اصلی: استقرار مسيحيت در اروپا مسیحیان ابتدا در انجمنها و هیأتها جمع می شوند بدون اینکه محل معبد معینی داشته باشد. از قرن چهارم کلیساها از شکل اتحادیه های مسیحی و هیأتها درآمدند. در شهرها و بخشها به مراکز روحانیت و تبلیغ دین تبدیل شد و از این طریق دارای تشکیلات منظمی گردید. انجمن نیسه به امر کنستانتین در سال 325میلادی تأسیس شد که اولین شورای عمومی محسوب می شود. در ابتدا اسقف رم لقبی نداشت اما نفوذ او نسبته به سایر اسقفان بیشتر بود.(که بعدها لقب پاپ به آن داده شد) نخستین پاپ که در اواخر قرن 7و6 میلادی منصب و مقام پاپ را اقتدار بخشید و احیاء کرد، پاپ گرگوار بود. او برای مراسم کلیسا و خواندن مزامیر مقرراتی شایسته وضع کرد و امروز نیز به نام آواز گریگوری معروف است. وی مبلغان را به بخشهایی از اروپا فرستاده از جمله هابس آگوستین در 597 میلادی مسیحیت را در انگلیس توسعه داد. اقدامات دیگر از جمله با پذیرفتن اسقفهای ایتالیا و جزایر مجاور رهبریت پاپ را در رم، ایجاد صلح میان پیروان مذهب آریوس در ایتالیا و اسپانیا(کاتولیکها)، گرگوار سیزده سال و 6 ماه و ده روز به مسند پاپی بود. عنوان اصلی: استقرار مسيحيت در اروپا در سیاست دخالت می کرد و افرادی را نیز به حکومت ایالات می گمارد به سربازان دستور می داد و ابزارهای جنگی گردآوری می کرد. یکی از اقدامات مهم او عهدنامه صلح میان اقوام لمبارد بود که به این ترتیب پاپ در امور دنیوی و کلیسائی به مقامی ارجمند دست یافته و دستگاه اداری عظیمی را برای درآمد کلیسا بوجود آورد. پاپ و هنرمندان: افراط و تفریط در قبال دانشمندان و هنرمندان در کلیسا دیده می شد. عده ای از پاپها با هنرمندان به مخالفت می پرداختند و عده ای دیگر به علت علاقۀ شخصی به هنر، قوانین را نادیده می گرفتند. بن ونوتوسلی نی از حکاکان و قملزنان مشهور دورۀ رنسانس بود که متهم به قتل شود او را به اتهام قتل به نزد پاپ پل سوم حاضر کردند، پاپ در جواب گفت:«کسانی که مانند سلی نی در هنر خود یکتا و بی همتا بشوند نباید مطیع قانون باشند.» یکی از نقاشان معروف آن دوره رفائیل بود که به علت علاقۀ پاپ لئون به نقاشی های رافائل، پاپ او را به عالیترین مقام مذهبی ارتقاء داد و به مرتبۀ کاردینالی رساند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا فساد و چگونگی درآمدهای پاپ : ادارۀ وسیع کلیسا یک حالت اداره ای بزرگ بود و هزینۀ روحانیت آنجا مستلزم درآمد فراوانی بود این درآمدها از چند طریق بوده است: 1- عواید املاک اختصاصی پاپ: کلیسا این املاک را از طریق هبه، هدیه، خرید و احیای اراضی اموات به همت راهبان دیرها بدست آورده بودند. 2- گرفتن باج از پادشاهان کشورها مانند انگلستان، سیسیل آراگون، پرتقال و... 3- واگذاری اراضی اموال به کلیسا به عنوان خرید بهشت و پذیرفته شدن توبه، پادشاهان پس از ارتکاب به قتل و تمتع از همسران متعدد اراضی و عوایدی را در اختیار پاپ می گذاشتند تا پاپ محلی را در بهشت به آنها اختصاص دهد. بازرگانان عمده توبه کار و زنان با ایمانی که اموال کلانی داشتند و یا ارث برده بودند، موقوفات خود را به کلیسا می دادند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا 4- گرفتن عوارض از افراد برای انجام کارهای دینی که به دوایر پاپ مراجعه می کردند و وصیتنامه آنها معتبر و نافذ نبود. آنان ضمن تنظیم سند قسمتی از دارایی فرد را به کلیسا هدیه می دادند. در پاره ای از موارد توانگرانی که ارثی نداشتند تمام دارایی خود را به کلیسا و پاپ واگذار می کردند. 5- گرفتن ده درصد از درآمد تمامی مردم که از مهم ترین عایدات کلیسا به شمار می آمد. 6- دریافت پیشکشهای مختلف از کشورهای اسکاندیناوی و... 7- درآمدهای متفرقه؛ بعضی در برابر پیری و از کارافتادگی و تنگدستی، اموال خود را به کلیسا می دادند، تا کلیسا به وقت پیری از آنها حمایت کند. بعضی کلیساها ثروتمندان را در جرگۀ برادران خود قارر می دادند و وعده می دادند در ازای بخشش آنها در روز آخرت سهم زیادی به انها خواهند بخشید. در جریان جنگهای صلیبی اراضی خود را برای تدارک پول به کلیسا می فروختند و یا رهن می گذاشتند. اموال کلیسا غیرقابل انتقال بود و پیش از 1200 میلادی، مشمول مالیات های کشوری نمی شد. و هر روز به این مقدار افزوده می شد، بطوری که گاه یک کلیسا چند پارچه آبادی، در اختیار داشت. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا مهم ترین ویژگی کلیسای قرون وسطی خصوصاً از قرن نهم به بعد، فساد شدید در تشکیلات کلیساست. به اعتراف دانشمندان مسیحی بسیاری از پاپها در این دوره افرادی فاسد و نالایق بوده اند. نویسندۀ پروتستان در کتاب الدلیل الی طاعته الانجیل در رد نظریۀ عصمت پاپ که از ناحیۀ کاتولیک ها مطرح می شود، فساد دستگاه پاپی در قرون وسطی را طرح کرده و می نویسد:«برخی از آنان وظیفۀ الهی خویش را به دراهم فروخته، برخی ریاست را به وساطت زنان بدکار به دست آورده و یا با زور شمشیر تصاحب کردند. برخی هم در زمانی به این مقام نایل آمدند که شانزده ساله و یا حتی ده ساله بوده اند؛ یعنی در سنی که جایز نیست عهده دار چنین مقامی شوند.» عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا پاپ گرگوریوس(که یکی از راهب های مشهور بود) ملقب به پاپ کبیر، اولین پاپ ثروتمند و نمونه ای از قدرت و عظمت پاپهای قرون وسطی است.در این دوران پاپها دارای املاک وسیع و ثروت گزافی شدند. چنانکه عایدات سالیانۀ آنها معادل به یک میلیون دلار تخمین زده می شد. پاپها در طول تاریخ همیشه با کمال جدیت به سلطنت صوری و قدرت اراضی خود دلبسته و علاقمند بودند وقتی که ناحیۀ«راونا» تحت امر پاپ درآمد، همیشه منظور پاپها آن بود که اراضی متصرفی امپراتوران را از آنان سلب کرده، بر املاک خود ملحق سازند و برای اثبات حقانیت خود سندی مجعول ساختند که در آن زمان انتشار یافت همه آن را سندی موثق و معتبر قبول کردند. این سند و نوشته به نام عطیۀ قسطنطین موسوم است که حاکی از آن بود که امپراتور نه تنها برای پاپ روم حق قضاوت روحانی را در سراسر کلیسای مسیح به رسمیت شناخته و او را صاحب و مالک خاک رم و ایتالیا و نواحی محروسه در غرب دانسته است. در اواسط قرن 15 میلادی جعلیت سند مذکور اثبات شد، ولی پاپها همچنان بدان تمسک بودند و از 1870تا 740 میلادی مالکیت ارضی خود را در آن خاک از دست نداند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا وقتی که سلطنت ایتالیا نصیب ویکتور امانوئل گردید و از آن حق مورد ادعا محروم شدند بسیار ناراضی گشتند، تا آنکه در سال 1929 میلادی، موسولینی مالکیت و سلطنت دولت پاپ را در محل واتیکان و اراضی اطراف آن به رسمیت شناخت، و این ماجرا خاتمه یافت. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. یکی از مهم ترین منابع عایدات پاپ انتخاب روحانیت مملکت آلمان بود. کارهای روحانی آن سرزمین یا به کسی که منظور نظر پاپ بود سپرده می شد و یا آنکه برای تحصیل مقام از دیگران بیشتر پول می داد. به اصل و تبار خریدار شغل توجهی نمی نمودند، لاجرم به خارجیانی که یک کلمه آلمانی نمی دانستند و یا طباخانی که معنی اعتبار نامه ها و اوراق راجع به خودشان را هم نمی فهمیدند به کارهای مهم روحانی گماشته می شدند. چنین کشیشی به واسطۀ رفتار ناپسند داشتن و بیگانه بودن در انظار، پست و حقیر و محسود مردم بود و چون برای بازیافت پولی که شغلش را به آن می خرید خلق را می دوشید منفور می گشت. یکی از مردم آن عصر در این باب می گوید:«گله از چوپانی که جز چیدن پشم گوسفندان خود اندیشه ای دیگر نداشت خسته شد.» و نیز بدین سبب که اموال روحانیان آلمان بسیار بود امرا و سینیورها که بیشترشان در تنگدستی زندگی می کردند به چشم حسادت به ایشان می نگریستند و این حسد یکی از موجبات پیشرفت سریع اصلاح مذهب در آلمان گردید. در مملکت فرانسه مفاسد روحانیان و کلیسا کم نبود و به واسطۀ عهد نامه ای که فرانسوای اول در سال 1516 با پاپ لئون دهم بست، فساد بیشتر شد زیرا شاه که به پاپ پول فراوان داده بود به رضای او حق اعطای شغلهای مذهبی داشت. یکی از دانایان تاریخ مذهبی در این اواخر می نویسد: «بر اثر اجرای عهدنامۀ مذکور در قسمت اعظم قرن16 تمام مشاغل و مناصب کلیسا به کسانی که روحانی نبودند هم چنین به اهل شمشیر و به مردان و زنان محبوب شاه سپرده شد و حتی در مساکن اسقفها و در دیرها و صومعه ها نیز زن و شوهر میان دیرنشینان زندگانی کردند و نفرت و انزجار مردم را باعث گشتند.» جمع کثیری از کشیشان پیوسته در جوار پادشاه، عمری به سر می بردند و در سلک درباریان و سیاست شناسان و بعضی در صف لشکریان قرار داشتند. بنابراین مردم دیندار با تقوی و بسیار کس از روحانیان و علی الخصوص گروهی از کشیشان فرانسه آرزومند آن شدند که این مفاسد از میان برخیزد. صد سال پیشتر، یعنی در سال 1436، کاردینال ژولین سزاری ني عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. (julien casarini) هم، در نامه ای که نزد پاپ فرستاد پیش بینی کرده و نوشته بود که باید رؤسا و اعضای کلیسا همه را اصلاح کرد. علت دیگر ظهور جنبش مذهبی آن بود که اختراع فن چاپ کتاب مقدس یعنی سرچشمه و اساس آئین مسیح را در دسترس خلق گذاشت و از سال 1457 تا 1517 انجیل چهارصد بار به طبع رسید. مسیحیان تا این عهد و زمان جز بعضی قطعات آن را نمی دانستند و به متن کتاب دینی خود آشنایی نداشتند اما به وسیلۀ انتشار کتاب مقدس کلام عیسی به دست عیسویان افتاد و چون گفته های مسیح چشم پوشی از علایق دنیوی، فقر و مسکنت، نرمخوئی و فروتنی و خاکساری می آموخت، کبر و نخوت و تجمل و ثروت روحانیان در نظرها بیشتر از پیش ناپسند آمد. به واسطۀ تأثیر کلمات عیسی و نشر کتاب مقدس میل اصلاح مذهب قوت یافت و همه خواستار آن شدند که وضع کلیسا و مذهب به سادگی نخستین بازگردد. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. پاپ گرگوار درآمد و ذخایر عظیم کلیسا را بر طبق ضوابطی خاص تقسیم می کرد فعالیتهای پاپ، عبارتند از: پاپ، مقرری سه ماه کشیشان و خدمتکاران خانگی خود را، سهم صومعه، کلیسا، گورستان، نوانخانه، بیمارستان رم و باقی حوزه اسقفی خود را توضیع می کرد. سزار بورژیا یکی از فرزندان پاپ الکساندر ششم مظهر تمام آداب و رسوم و عیوب و جنایات این عصر می باشد. قتلهایی که بدست یا بفرمان او انجام یافته از حساب بیرونست. وی کسانی را که بدخواه خود می پنداشت و یا مرگ ایشان را سودمند می دید مسموم می کرد، سر می برید، خفه می نمود و یا در آب می انداخت. از کشتن، مقصودش آن بود که هم دشمن را از میان بردارد و هم از اموال و ترکۀ او چیزی بدست آورد. همیشه بدنبال یک سپادانس(یعنی کسی که وظیفه او کشتن مردم بود) راه می رفت. بورژیا از خویشاوندان و بستگان خود هم نمی گذشت. بفرمان او در وسط قصر پاپ برادر زنش را که یک روز پیش سپادانس او را مجروح کرده بود در بستر خفه کردند. شبی با برادر خویش به مهمانی رفته بود، هنگام بازگشت امر داد تا برادرش را با خنجر بکشند و نعشش را در رود تیبر اندازند. مدتی دراز در جستجوی مقتول سرآمد، عاقبت صیادی شاهد آن واقعه که در آن هنگام در قایق خویش پنهان بوده است مشهودات خود را شرح داد و چون از او پرسیدند چرا زودتر خبر نیاورده است گفت من بیشتر از صد نعش دیده ام که در همین مکان انداختند و هیچ وقت چنین نگرانی یا اضطرابی را باعث نشده بود. در سال 1303 میلادی جاه طلبیهای پاپها از میان رفت. دیگر پاپها در همه جا اقتدار کامل نداشتند. پاپهای آخر قرن پانزدهم بیشتر می کوشیدند ثروت خود و خویشاوندانشان را بیفزایند و این رسم را به زبان فرانسه نپوتیسم(nepotisme) قوم و خویش پرستی گویند. الکساندر ششم(1492-1503) معروف به بورژیا بیش از دیگران پیروی این رسم بود و مقام پاپ که به واسطۀ او پست و ننگین شده بود بیشتر از پیش اعتبار خود را از دست داد. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. اما ژول دوم در آغاز قرن شانزدهم برای نجات ایتالیا از چنگ خارجیان کوششها کرد و مقدماتی آماده ساخت تا آن سرزمین در زیر اطاعت پاپ وحدت یابد و اهمیت مقام پاپ به جای نخستین بازآید. در سال 1503 ژول دوم به مقام پاپی رسید، او می خواست تسلط پاپ را در دول ایتالیا مستقر سازد. آتش فتنه روشن شد. انجام یافتن خیال او لازم آورد که قدرت ونیز درهم شکند و خارجیان که ژول دوم ایشان را وحشی می خواند از ایتالیا بیرون روند. مردم بیگانه ایتالیا، فرانسویان و اسپانیائیها بودند و اول اخراج فرانسویان منظور نظرها شد. در این دوره مردم با چشم حسادت به ونیزیها نگاه می کردند. در سال 1508 در ناحیه کام بره(cambrai) به آسانی اتحادی بر ضد ونیز تشکیل یافت. لوئی دوازدهم و زمامداران فلورانس همه به پاپ ژول دوم محلق شدند و لشکر فرانسه که زودتر آمادۀ جنگ گشته بود، ونیزیها را شکست داد. ماه مه 1509 مردم ونیز بلافاصله از ژول دوم در خواست صلح کردند، پاپ می کوشید که اتحاد ضد ونیزیها را به مخالفت با پادشاه فرانسه بگمارد و در سال 1511 به این مقصود نائل آمد، اتحاد کام بره به اتحاد مقدس مبدل شد عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. و پس از اتفاقات و درگیرهای مختلف در فرانسه، لوئی دوازدهم بوسیلۀ دادن پول از هجوم کنندگان جلوگیری نمود و عهدنامۀ ترک جنگ با لئون دهم جانشین ژول دوم و امپراطور آلمان و پادشاه آراگون را امضاء کرد و اندکی بعد جان سپرد. پاپ ژول دوم مردی سیاست شناس و جنگجو بود و به همین لقب شناخته شده است. وی خصائص ذاتی خویش را در یک کلمه که به دستور میکل آنژ برترین مجسمه ساز و نقاش، گفت اشکار کرد. میکل آنژ به دستور مجسمه اش را ساخت که در آن پاپ کتاب به دست بود. پاپ ژول مجسمه را دید و گفت: «من کجا و کتاب کجا من اهل فضل و ادب نیستم، به دست من قداره بده....» ژول دوم بارها خود(کلاه جنگی) بر سر نهاده، جوشن در برکرده به کار محاصره پرداخت و از شکاف دیوار و سنگر باراضی تسخیر شده رفت. در شصت و دو سالگی به مقام پاپی رسید و در مدت ده سالی که بر آن مسند بود(1503 تا1513) زنده دلی و جلادت و هوی و هوس جوانان را از خود ظاهر می ساخت. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا. بی شک وی یکی از مردان زمان بود که خواستار عظمت و جلال برای خود بود. سفیری ونیزی می نویسد:«او در سیاست می خواست دنیا را بازیچۀ خود کند.» پاپ لئون به کارهای ادبی و صنایع مستظرفه بیشتر از اعمال روحانی توجه داشت، همه پاپه می کوشیدند تا بر عایدات خود بیفزایند و به این وسیله یا خانوادۀ خویش را توانگر سازند و یا جاه و جلالی بپا کنند و به حمایت هنرمندان و نویسندگان پردازند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا در قرون وسطي پاپها دست نشاندۀ امرا و نجبا مردمی عیاش و دنیا پرست بودند که بعضی از ایشان شغل خود را در برابر پرداخت مبلغی وجه به دست آورده بودند. عاقبت اختلاف علنی بین پاپ و امپراتور به شدت رسید و آن وقتی بود که شخص قوی النفس صاحب عزمی موسوم به ایلد براندو به مقام پاپی رسید و به لقب گرگوریوس هفتم بر اریکۀ پاپی متمکن گشت. در آن زمان هانری چهارم پادشاه آلمان بود. پاپ به امپراتور امر کرد که فرمانی صادر کند و تایید فرماید که اسقفهای سراسر مملکت فرمان اشتغال خود را باید از مصدر پاپ به دست آورند نه از ناحیۀ امپراتور و هم چنین کشیشان متأهل باید بی درنگ زنان خود را رها کنند و زندگانی تجرد پیش گیرند. هانری از اطاعت امر پاپ استنکاف ورزید و در همان اوان کشیشی از منتخبان خود را به مقام اسقفی میلان که جزو محروسه و قلمرو ملک او بود، تعیین فرمود. پاپ اعتراض کرد. هانری شورایی از نجبا و اسقفان پیرو خود تشکیل داده فتوایی صادر کرد که امر پاپ را ابطال نمودند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا پاپ در برابر او حکمی صادر کرد و امپراتور را تکفیر و خارج از دین معرفی نموده و اجازه داد که تمام اتباع او در ایتالیا و آلمان عهد وفاداری خود را نسبت به سلطنت او نقض نمایند. این حکم مانند صاعقه بر سر امپراتور فرود آمد. هر چند جواب تلخ و تندی به پاپ نوشت و او را از پاپی معزول کرد و راهبی دروغگو نامید، ولی البته این اثر لاف و گزافی بیش نبود و در واقع پایۀ سلطنت او متزلزل گردید. نجبا و اشراف به او گفتند که اگر این سایۀ سیاه تکفیر و اخراج از دین،از سر او برداشته نشود و یک سال بگذرد آنها ناچار او را عزل کرده، دیگری را به مقام امپراتوری انتخاب خواهند کرد. هانری ناگزیر با زحمت بسیار در فصل تابستان از کوههای آلپ عبور کرد و به زیارت پاپ در قصر کانوسا رفت وئ سه روز تمام در محوطۀ قصر با پای برهنه و جامۀ سفید در میان برف ایستاده، انتظار اجازۀ فیض یابی از حضور پاپ را داشت. پاپ که کاملاً او را ذلیل کرده و انتقام خود را گرفته بود، اذن ملاقات به او داده، او را عفو کرد و تکفیر را باطل ساخت. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا این فتح پاپ اعظم، که از وقایع عجیب اروپا در قرون وسطی است، دوامی نیاورد و پاپ سه سال بعد بار دیگر او را تکفیر و اخراج کرد. هانری این بار با لشکری نیرومند به رم حمله برد و موفق شد که پاپ را از آن شهر بیرون کند و دیگری را به جای او به مقام رفیع پاپی بگمارد. بعد از چندی گرگوریوس هفتم و هانری چهارم مردند و جانشینان آنها هانری پنجم و کالیکستوس دوم پاپ اعظم با هم بنای سازش گذاشتند و با هم توافق کردند که اسقفها در هر حال فقط به وسیلۀ پاپ و بر طبق قوانین بشری باید انتخاب شوند. اما اسقفان المان قبل از شروع به شغل خود باید به حضور امپراتور بار یا بند و عصای سلطنت به نشانۀ تصویب آن مقام، ایشان را لمس نماید و نیز توافق کردند که اسقفها نباید ازدواج کنند و بایستی همیشه مجرد بمانند. پاپ اینوکنیتوس سوم(1193-1216م) از ایلدبراندو قویتر بود و یکصد سال بعد از او، زمانی شاغل منسد پاپی شد که نفوذ پاپ به حد کمال رسیده بود و به پاپ امکان می داد که با نظامات امثال هانری دوم، پادشاه انگلستان مخالفت کند. عنوان اصلی: پاپ و چگونگي ادارة كليسا هنگامی که مملکت آلمان ما بین چند تن مدعیان سلطنت که با هم رقابت می کردند تجزیه یافته بود، وی یکی از آنها را به نام اوتو سوم به عنوان امپراتور مقدس برگزید و بعد از عهد و میثاقی سخت که با او بست تاج امپراتوری را بر سر او نهاد. ولی چون وی آن پیمانها را فراموش کرد پاپ در حال، رقیبی برای او تراشید و با معاضدت سلطان فرانسه آن رقیب را بر تخت امپراتوری مقدس نشانید. و از این قرار پاپ برای خود مقام تاجبخشی و اعطای سلطنت را ثابت کرد. در امور داخلی کلیسا نیز پاپ ریاست مطلق داشت و حاکم بر تمام تشکیلات عالم مسیحیت بود، و حکم او در حل تمام قضایا قطعیت داشت. زمانی که در سال 1215 چهارمین شورای لاتران تشکیل گردید، اصول و قواعد کلامی چند مطابق میل او به تصویب رسید که از آن جمله اصل انتقال مادی و حکمرانی کاتولیک بود. به شرط آنکه اقرار و اعتراف و عشای ربانی و اعطای غفران و عفو به طور استمرار از طرف مؤمنان به عمل آید. از این قرار پاپ اعظم در زمان اینوکنتیوس سوم در اوج اعلای قوت و اقتدار روحاین جسمانی قرار گرفت. عنوان اصلی: انحطاط دستگاه پاپي انحطاط دستگاه پاپی: زمانی رسید که دستگاه پاپ دیگر قادر نماند که وضع خود را در اوج اقتدار و عظمتی که در قرن سیزدهم بدان رسیده بود حفظ کند، و این امر را چندین سبب بود. نخست آنکه فساد لاینقطع پاپها در عالم روحانیت در میان ملل و امم اروپایی تولید احساس ملیت و قومیت کرد که باعث افتراق بین آنها شد. مخصوصاً دو کشور، یعنی فرانسه و انگلیس توانستند به طرف استقلال قدم بردارند. کار به جایی رسید که دیگر از امپراتوری مقدس روم اثری باقی نماند. امپراتوری وسیع به تعدادی از سلطنتهای کوچک و امارتهای پراکنده تجزیه شد و از آن پس نفوذ و سلطنت فرانسه از قدرت حکومتهای ایتالیا افزونی گرفت و ما بین منافع آن کشور با منافع پاپ تزاحم روی داد. طبقۀ کشیشان فرانسه مجبور شدند که در این میان یک طرف را اختیار کنند، و از این سبب موضوع قدرت روحانی و قدرت دنیوی مورد نظر و بحث ایشان قرار گرفت و اغلب آنها به طرفداری پادشاه فرانسه قیام کردند. عنوان اصلی: انحطاط دستگاه پاپي وقتی که ما بین پاپ بونیفاکیوس هشتم(1294-1303م)و فیلیپ پادشاه فرانسه، اختلاف و کشمکش روی داد، این پادشاه مبادرت به اقدامی کرد که در آن زمان بسیار نادر و مهم بوده، یعنی نیروی وحدت ملی مردم خود و احساسات نوظهور دمکراسی را در اروپای غربی به معرض نمایش گذاشت. بدین ترتیب که به تقلید انگلیسی ها ااو نیز پارلمان را برای رسیدگی به این امر دعوت کرد. این مجلس اولین شورای درستی بود که از نمایندگان طبقۀ روحانیان و اشراف و عامۀ خلق تشکیل می شد. البته در آن مجلس از پادشاه فرانسه حمایت کردند و حق را به او دادند، ولی پاپ به این امر رضایت نداد و فرمانی صارد کرد که در تاریخ به نام«اونام سانتکام» معروف است، و با این کلمات آغاز می شود:«ما اعلام می داریم، ما می گوییم، ما تعریف می کنیم و روشن می سازیم که بر هر مخلوقی فرض مطلق است که به منظور نجات روحانی خود، تابع و مطیع پاپ رم باشد.» پس فیلیپ برای آنکه پاپ را مغلوب کند بار دیگر جلسۀ شورا را تشکیل داد و از آنجا تصویب نامه ای صادر گردید که در آن پاپ را مردی جانی و کافر و فاسدالاخلاق اعلام کردند و از تمام عالم مسیحیت دعوت نمودند که شورای عنوان اصلی: انحطاط دستگاه پاپي روحانی عمومی در تمام کلیساها تشکیل دهند و پاپ را محاکمه کنند. البته پاپ بر این امر تمکین نکرد ولی چون قوۀ روحانی او متکی به نیروی نظامی نبود، توسط قوای فیلیپ محبوس شد. از آن به بعد، یعنی از سال 1305 تا 1378 میلادی، یک سلسله پاپها از نژاد فرانسوی محض بر مسند پاپی نشستند و برای آنکه در ایتالیا دستخوش حمله و هجوم دیگران واقع نشوند از وطن پاپی خود جلای وطن کرده، به شهر آوینیون در جنوب فرانسه منتقل گشتند. این دوره را به اصطلاح«اسارت بابلی» نام نهاده اند، و در آنجا ایشان مطیع و تحت ارادۀ پادشاهان فرانسه قرار گرفتند، به طوری که در جاهای دیگر کسان دیگر مدعی مقام پاپ اعظم گشتند. از 1378 تا 1417 این پاپها به مسند ریاست روحانی نشسته بودند و از این رو بزرگترین«انشقاق» در عالم مسیحیت به وقوع پیوست. در طول این مدت دو مملکت انگلیس و فرانسه دایماً رو به استقلال می رفتند و روز افزون از قدرت و احترام پاپها کاسته می شد. بدین سبب از هر طرف آواز هواخواهان آزادی علیه عظمت و استبداد پاپها بلند بود و پاپها دیگر توانایی آن را نداشتند که آن جنبش را خاموش سازند. عنوان اصلی: انحطاط دستگاه پاپي در همین اثنا با شروع جنگ های صلیبی در شرق، وضعیت اجتماعی و اقتصادی دگرگون شد و شهرهای بزرگ تجاری خارج از حوزۀ قدرت شاهزادگان و اشراف به وجود آمد و هزار سخن دیگر، رفتار و کردار طبقۀ کشیشان روحانیان را مورد بحث قرار دادند و از پاپ گرفته تا کشیشهای زیردست او را به باد انتقاد گرفتند. کلیسا در آن زمان مقررات و تأسیسات خاصی برای جمع مال و اخذ وجوه برپا کرده بود. مثلاً به عنوان حق فروش غفران و آزادی از کیفر حق تعالی و به عنوان حق اعتراف گناهان و حق مالیات تعمید و مالیات زواج و عزا و سایر مشاغل و تکالیف کلیسائی، مالیاتهایی اجباراً از مؤمنان می گرفتند. بعد از یک سلسله حوادث که در زمان ادوارد ششم و نایب السلطنۀ او و پس از او در زمان سلطنت خواهرش ملکه ماری که کاتولیک متعصبی بود به ظهور پیوست، آن زن سعی می کرد که دوباره انگلیس را تحت ریاست روحانی پاپ رم قرار دهد، و از این رو او را ماری خون آشام نام دادند، و بسیاری افراد دیندار کشته و سوخته شدند. شورشهای متعدد در قبائل فساد کلیسا و پاپ: لوتر که فردی طالب علم بود که مانند سایر طالبان علم به خوانندگی و گدائی از خانه ها لقمه نانی بدست می آورد. او در مدرسۀ دارلفنون به تحصیل فلسفه و حقوق و ادبیات و موسیقی پرداخت. و بر اثر یک حادثه برای همیشه صومعه نشین شد. به جد و جهد به کسب معلومات همت گماشت تا آنکه رتبۀ کشیشی گرفت و علم و فصاحتش او را به مقام مدرسی حکمت الهی در دارالفنون مذکور رساند. شکوه و جلال دربار پاپ و سوء اخلاق روحانیان ایتالیا او را سخت برآشفت. چند سال بعد پاپ لئون دهم که برای تمام کردن بنای کلیسای سن پیر پول کافی نداشت بر آن شد که به وسیلۀ عفو گناهان وجهی به دست آورد. مقصود از بخشش گناه آن است که مومنان می توانستند صدقه ای بدهند و آن را کفارۀ گناهان خود بشمارند. پس پولی که برای ساختن کلیسای سن پیر داده می شد سبب آمرزش معصیتها بود و نیز امکان داشت روح امواتی را که در برزخ به غضب خدائی گرفتارند باین راه شاد و خشنود کرد. اجرای وظیفۀ مذکور در مملکت آلمان به کشیشانی که دومینیکن(Dominicain) نام داشتند، سپرده بود. عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها در سال 1517 لوتر، اول با فروش گناهان و اندکی بعد با رسم و اساس گناه بخشی مخالف ورزید. هم چشمی دومینیکن ها و اوگوستن ها نیز مؤید حملات او گشت. چون پاپ از واقعه آگاه شد آن را فقط «نزاعی میان کشیشان» انگاشت ولی آخر لوتر از اطاعت پاپ سرپیچید و از خرده گیری دست برداشت و تشکیلات کلیسا و حتی اصول عقاید آن را هدف انتقادات خویش ساخت. عاقبت پاپ او را تکفیر کرد و روزی که تکفیر نامۀ او رسید، لوتر طلاب را در میان کلیسای ویتمبرگ جمع آورد و مقابل ایشان تکفیر نامه را آتش انداخت و به این طریق رشته رابطۀ پاپ و لوتر از هم گسست.(20 دسامبر سال 1520) با جلوس شارل کن، او که به مذهب کاتولیک ایمان داشت و از ترس ضعف امپراطوری و ایجاد کشمکش هراس داشت، امان نامه ای به لوتر داد. به او اخطار کردند که از گفته های خود بازگردد ، اما لوتر با کمال پایداری از این کار امتناع کرد و گفت:«از عیسوی پسندیده نیست که به خلاف وجدان خود چیزی بر زبان آورد.» عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها سرانجام دیت یعنی مجمع نمایندگان او را محکوم ساخت(مه 1521) چون لوتر را به جرم ارتداد محکوم کردند ممکن بود که بعد از سرآمدن مدت امان نامه او را بگیرند و در آتش بسوزانند. باین سبب هنگامی که از و ورمس بیرون می رفت امیر ساکس که از هواخواهانش بود به سواران خویش دستوری داد تا او را پنهانی بقصر وارت بورگ ببرند. لوتر مدت یکسال در آنجا ماند و کتاب مقدس را به آلمانی ترجمه کرد. هنگامی که لوتر از وات بورگ خارج شد شمارۀ پیروانش چندان بود که دیگر امکان نداشت حکمی که بر ضد او صدور یافت اجرا کنند. بسیاری از افراد سینیورها، اشخاص مقتدر، مانند امیر ساکس و امیر بران دبورک عقاید او را پذیرفته بودند و از طرفی هم شارل کن به واسطۀ جنگ با فرانسوای اول فرصت کاری نداشت ولیکن با وجود این احوال کمی قبل از امضای صلحنامۀ کامبره دیت را در شهر اس پیره منعقد ساخت و قرار بر آن گشت که در هر جا مذهب جدید به نام لوتر خوانده شد، پیروانش را تعقیب نکنند، اما انتشار آن را در سایر نواحی مانع شوند. عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها پنج امیر و چهارده شهر به این تصمیم اعتراض کردند و از اینجا است که پیروان مذهب جدید را پروتستان یعنی«اعتراض کن» نامیده اند. سال بعد شارل کن کوششها کرد تا مگر از راه صلح و مدارا پروتستانها را به مذهب کاتولیک بازآورد و برای تهیۀ اسباب صلح و آشتی مجمع نمایندگان در لوکس بورگ انعقاد یافت این فکر به جائی نرسید ولکین دو نتیجۀ مهم از آن حاصل شد. نتیجۀ اول آنکه نظر به مباحثات دیت آلمانی هواداران لوتر ناگزیر بودند که طریقۀ خویش را معین و مشخص کنند. لوتر یکی از شاگردان خود ملانش تون را که از دیگران بیشتر راه اعتدال می رفت مأمور نمود تا اصول عقایدش را تدوین کند. ملانش اساس مذهب لوتر را در 18 ماده گنجاند و اعلامیۀ لوس بورگ که بنیان نخستین مذهب اصلاح شدۀ جدید یم باشد خود همین است. هنگامی که لوتر با پاپ مخالفت کرد عزم کرد تا برای خود متحدی چند بیابد پس رساله ای منتشر ساخت بنام «دعوت نجبا و اشراف ملت آلمان» و در آن نوشت که برای اصلاح مذهب و بازگشت وضع نخستین باید اموال و املاک کلیسا را گرفت و آنها را مخصوص کارهای غیر مذهبی کرد. عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها از سال 1522 این دعوت به تارج و یغما را فقیرترین اشراف یعنی شوالیه های تنگدست که دشمنی های دیرینه در دل داشتند اجابت کردند و چنانکه یکی از رؤسای ایشان می گوید شوالیه ها مذهب جدید را وسیلۀ کینه ورزی و تحصیل اراضی کردند و نخست متصرفات اسقف اعظم حمله بردند و اما اشراف درجۀ اول ایشان را درهم شکستند. در 1525 این شور در دهقانان افتاد و چون روستائیان تیره بخت بسبب مالیاتها و جریمه ها و بیکاریها از پا درآمده بودند بر روحانیون و اشراف هر دو شوریدند. ایشان در آئینۀ خیال «حکومت مسیح را نقش می بستند یعنی آرزومند سلطنتی بودند که دیگر در آن پادشاه و کشیش نباشد و مردم بیدین از دم شمشیر بگذرد و املاک و اموال عمومی و مشترک گردد.» لوتر این سرکشان را «سگان هار» می خواند و پیروان خود را به جنگ با ایشان تحریص می کرد و می گفت:«اگر زبردستان زشت کار و بیدادگر هم باشند زیر دستان نباید برایشان عاصی شود» لوتر که منکر قدرت پاپ و سلطۀ پاپ بود، در ابتدا هر کسی را مجاز می دانست که انجیل را برحسب ضمیر و وجدان خود تفسیر کند اما پس از چندی عقیده ای مستبدانه در او پیدا شد. چنانکه اندکی بعد از اقامتش در وارت عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها بورگ می نویسد:«اگر بتوانیم نباید بگذاریم که در یک دولت چندین مذهب مخالف یکدیگر حکمروا باشد و برای جلوگیری از عیبهای بزرگ لازمست کسانی را هم که معتقد نیستند در مجلس وعظ و دعا حاضر آورند لااقل به ظاهر اطاعت و انقیاد نمایند.» نظر به این عقیده امرای پروتستان آلمان هم مانند کاتولیکها خویش را محق و مکلف دیدند که مذهبشان را به رعایا تحمیل کنند و این موضوع خود یکی از مبانی و ارکان حقوق آلمان گشت و این اساس را که به سال 1555 در صلحنامۀ لوگس بورگ قید کرده اند، کاردینال دوریشلیو اصل«شیطان» نامیده است و به موجب آن رعیت باید همدین امیر خویش باشد. طریقۀ لوتر باعث آزادی مذهب نگشت بلکه به گفتۀ لاویس«شاه در یک مملکت پروتستان به منزلۀ اسقف اعظم و گوئی پاپ محلی شده بود.» عنوان اصلی: شورشها بر فساد پاپها در سال های آغازین شروع جنگ های صلیبی در ممالک اروپا شوق و میل عمومی برای دانستن و آموختن و انتقاد و شکایت از اولیای کلیسا به حد کمال رسید. یکی از کشیشان انگلیسی به نام جان ویکلیف، مالیاتهای مذهبی(مانند مالیات غفران گناه و....که قبلاً اشاره شد)را محکوم و مطرود ساخته، آن را مال حرام و خلاف مبادی انجیل و اخلاق خواند. او جمعی از کشیشان پیرو خود را که آنها را لولارد می گفتند، در میان مردم انگلستان فرستاد و به آنها تعلیم داد که ترجمۀ انجیل را به زبان بومی و مادری خود مطالعه کنند و ولگات یعنی کتب مقدس را به انگلیسی ترجمه کنند. این مبادی در سراسر اروپا انتشاری بلیغ یافت و در مملکت بوهم شخصی دیگر به نام جان هوس قیام کرده، مردم را بر عصیان علیه کلیسا برانگیخت. به حدی این قیام شدید بود که شورای کلیسا در سال 1415 معروف به شورای کنستانتین تشکیل شد و جان هوس را به تهمت کفر و الحاد محکوم ساختند و او را زنده زنده سوزاندند. نظیر این نهضت در قرن پانزدهم توسط شخص دیگری از راهبان دومینیکین، موسوم به ساوونارولا در فلورانس به وقوع پیوست که به اعدام و به صلابه بردن آن شخص منتهی گشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:54  توسط مجید
|
بزرگی میگوید:علم خاصیتی دارد وآن این است که هرچه بیشتر در علم وارد میشوی میفهمی که بیشتر بی سوادی!!!
ابوعلی سینا: همان قدرمیدانم که هیچ نمیدانم... یک دوست : گل اگر خشک شودشاخه اش میماند دوست اگرجداشود خاطره اش میماند... امام علی(ع): هرکس میخواهدبداندمنزلت اونزد خدای متعال چگونه است بایدببیند منزلت خدای متعال نزد وی چگونه است. بی نشان: ازهرچیز جدیدش را بگیراما از دوستان قدیمی اش رابگیر.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط مجید
|
آیامیدانید که: بیش از سی هزار نوع ماهی شناخته شده وجود دارد.
آیامیدانید که: حس بویایی مورچه برابر باحس بویایی سگ است. آیامیدانیدکه:یک درخت گردو میتواند بیش از یک میلیون سال عمرکندو ثمر دهد. هلو ملين است و باعث تسكين تشنگي مي شود . روغن مغز هسته هلو براي درد گوش و گرفتگي مجراي گوش مفيد است . ضمنا داراي منيزيوم و بروميوم نيز مي باشد . براي برطرف كردن زخم هايي كه در بدن اطفال و پشت گوش آنها مي زند هسته هلو را در آتش بياندازيد تا بسوزد سپس مغز هسته را در آورده و له كنيد و بر محل زخم بماليد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:8  توسط مجید
|
یک استاد بزرگ با یک کشاورز در یک قایق همسفر میشود استاد از کشاورز میپرسد شیمی بلدی ؟
کشاورز میگوید : نه استاد میگوید : ریاضیات بلدی؟ کشاورز میگوید: نه استاد میگوید: فیزیک بلدی؟ کشاورز میگوید: نه استاد میگوید :پس سه چهارم عمرت را از دست داده ای چند لحظه بعد استاد در آب میافتد کشاورز میگوید: شنا بلدی؟ استادمیگوید: نه کشاورز میگوید: پس تمام عمرت را از دست داده ای...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:49  توسط مجید
|
این شعر از حافظ که در نسخه خطی(قدسی) او وارد شده ابیاتی است برای بیان ارادت حافظ به حضرت علی(ع):
ای دل غلام شاه نجف باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش آن را که دوستی علی نیست کافراست گوزاهد زمانه وگو شیخ راه باش امروززنده ایم به ولای تو یا علی فردا به روح پاک امامان گواه باش
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:29  توسط مجید
|
هیچ وقت برای آنچه از دست میدهی غم نخور
جان اپدایک:وقتی در آئینه مینگریدخودتان نیستیدکه می بینیدبلکه تقلیدساده لوحانه ایست درهئیت تقارنی خوف انگیز...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:1  توسط مجید
|
سلام به تمام کسانی که به وبلاگ فاطیما سر میزنند.
فاطیمابه زبان ایتالیایی است و معنی آن حضرت فاطمه (س) است در اینجا ماسعی میکنیم که اخبار خوبی برای شما داشته باشیم انیشتین میگه: ایده ای که در زمان ایراد مضحک نباشه ایده نیست. ما میخواهیم ایده های جدیدی ارائه کنیم...
از افراد اخمالو هستند واز سلامت جسمی بیشتری برخوردار هستند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:29  توسط مجید
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||